اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

جزیره ی گنج (کلاسیک های خواندنی)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

264

شابک

9786222441180

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

209

کد محصول

108943

قیمت پشت جلد

690000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان انگلیسی،قرن 19م)

تاریخ ورود محصول: 1400/09/10

قیمت برای شما: 690000ریال

توضیحات

کتاب جزیره ی گنج: کلاسیک های خواندنی، اثر رابرت لوئیس استیونسون است با ترجمه ی مهرداد مهدویان و چاپ انتشارات پیدایش.

این اثر از معروف ترین و هیجان انگیزترین داستان های دزدان دریایی دنیا است. داستان روایتگر زندگی پسر نوجوانی به نام جیمز هاوکینز است. او نقشه ای در دست دارد که در بردارنده ی مسیر رسیدن به جزیره ای است که در آن گنجی متعلق به دزدان دریایی مشهور به نام کاپیتان فلینت دفن شده است. جیم به همراه دوستانش به سوی جزیره به راه می افتند. اما در میان آنها خدمه ای که استخدام کرده اند از جاسوسان گروه کاپیتان فلینت حضور دارد…

گزیده ای از کتاب

حالت صورت او وقتی این حرف ها را می زد اصلا خوشایند نبود. من دلایل خودم را برای اینکه آن مرد غریبه اشتباه می کند داشتم حتی اگر منظورش را درست می رساند. ولی به نظرم رسید که این موضوع ربطی به من ندارد تازه دانستن اینکه باید در این شرایط چه کار می کردم خیلی مشکل بود. مرد غریبه دور و بر در ورودی مهمانخانه می پلکید و مثل یک گربه که پی موش است دقیقا مراقب اوضاع بود. من خودم یک بار وسط جاده رفتم، ولی او فورا صدایم زد تا برگردم. به خیالش، من دستورش را خیلی سریع اطاعت نکرده بودم چون حالت صورتش به طرز وحشتناکی عوض شد. به من دستور داد تا به مهمانخانه برگردم و آن قدر بد و بیراه گفت که مرا از جا پراند. به محض اینکه داخل شدم حالت صورتش طبیعی شد در حالی که نصفه نیمه هم چاپلوسی و هم مسخره می کرد. او روی شانه ام زد و گفت که چه پسر خوبی هستم و اینکه چقدر از من خوشش آمده است. گفت: « من هم پسری مثل تو دارم. او درست مثل تو است و تمام قلب و روح من است. ولی مهم ترین مسئله ی یک پسر بچه نظم اوست، پسرجان… نظم. اگر تو تنها با بیل به سفری دریایی رفته باشی، آنجا نمی ایستی تا یک حرف را دو بار به تو بزنند… این کار هرگز روش بیل نیست مخصوصا برای کسی که با او به یک سفر دریایی رفته باشد. حالا خدا آخر و عاقبت رفیق من بیل را که مطمئنا دوربینش زیر بغلش است به خیر کند. تو و من با هم توی مهمانخانه می گردیم پسر جان، و پشت در می ایستیم تا بیل را حسابی غافلگیر کنیم. دوباره می گویم که خدا پشت و پناهش باشد.»

باید بگویم که غریبه عقب عقب با من وارد مهمانخانه شد و مرا طوری پشت خودش و در گوشه ای از سالن مخفی کرد که من پشت او مخفی شدم.

محصولات مشابه