اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

جاسوس استورم 1:خاطرات جوان دانمارکی از قاچاق،مسلمان شدن و سلفی گری… (کتاب های اطلاعاتی-امنیتی 3)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

248

شابک

9786226609845

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1398

وزن

287

کد محصول

95627

قیمت پشت جلد

270000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشتنامه ماموران اطلاعاتی القاعده مورتن استورم)

تاریخ ورود محصول: 1399/07/21

قیمت برای شما: 270000ریال

توضیحات

کتاب جاسوس استورم، به روایت مورتن استورم و ترجمه وحید خضاب از سوی انتشارات شهید کاظمی در 248 صفحه منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

کتاب پیش رو مجموعه خاطرات مورتن استورم را در خود جای داده است. او جوانی دانمارکی است که روند تحصیلی ناموفقی داشته و در نوجوانی وارد گروه های خلافکار شده، کارش به زندان کشیده، بعد طی اتفاقاتی با اسلام آشنا و مسلمان شده است.  اما بعد ماجراهایی شکل گرفته که باعث شده استورم، به انگلستان و سپس به یمن برود. او تکفیری می شود، دست در دست چند سرویس اطلاعاتی می گذراد و به جاسوس تبدیل می شود؛ کمک به ترور یکی از مهمترین و تاثیرگزارترین شخصیت های القاعده، انورالعولقی نتیجه ای است که در پی این اتفاقات حاصل می گردد.

در این کتاب با فعالیت تکفیری ها در انگلستان و همینطور در یکی از مهم ترین پایگاه های راهبردی آنها یعنی یمن و همچنین سومالی آشنا می شویم.

گزیده ای از کتاب

خانواده من از نظر اقتصادی از متوسط پایین تر بود، اما از آن گذشته، راستش را بخواهید ما اصلاً خانواده نبودیم! چهارساله که بودم پدر الکلی ام ما را رها کرد و رفت. در واقع از آن به بعد ناپدید شد. در کودکی ام نه خبری از دید و بازدیدهای آخرهفته بود، نه خبری از سفر تفریحی برای ماهی گیری و نه خبری از استراحت و خوش گذراندن در روزهای تعطیل.

مادرم، لیزبت، انگار دلش برای مردهای عیب و ایراددار غنج می رفت! دوباره ازدواج کرد. ناپدری ام، یک آدم تن لش واقعی بود. ظاهر ترسناکی داشت که با آن روحیه و رفتارهای خشن اش متناسب بود. برای بروز خشونتش و اینکه کتکم بزند هرچیزی می توانست بهانه شود، مثلا طرز چنگال دست گرفتنم یا یک کلمه حرف. هیچ هشداری هم در کار نبود، مستقیما با مشت، محکم مرا می زد.

مادرم هم از دست این خشونت ها جان به در نمی برد و او هم کتک می خورد. ولی چند باری هم که گذاشت و رفت، وقتی ناپدری ام قول داد دیگر این کارها را تکرار نخواهد کرد، برگشت. اما وضعیتشان هنوز تغییری نکرده و نزدیک به بیست سال است که مادرم همچنان با او زندگی می کند. مادرم سال ها بعد با حالتی غمگین برایم می گفت: « به دوران بچگی ای که برایت درست کردم، افتخار نمی کنم. واقعاً حس می کنم تقصیر من بود که تو بعدها اونطوری شدی و اون کارها رو کردی.»

محصولات مشابه