اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

جادوی سبز آن خانه (خانه ای قدیمی با مهمانی اسرارآمیز)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

228

شابک

9786001883934

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

184

کد محصول

91818

قیمت پشت جلد

370000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان انگلیسی،قرن 21م)

تاریخ ورود محصول: 1399/03/31

قیمت برای شما: 370000ریال

توضیحات

كتاب جادوي سبز آن خانه اثري است از هيلاري مكاي به ترجمه ي شهلا انتظاريان و چاپ انتشارات ايران بان.

اَبي كه همراه پدر و مادربزرگش در آپارتماني كوچك و آفتاب گير سكونت دارد، پس از آشنايي و ازدواج پدرش با زني به نام پلي، زندگي اش با تغييراتي بزرگ روبه رو مي شود. اول از همه مادربزرگ، آن ها را ترك مي كند و بعد او و پدرش به خانه ي پلي و لوئيس و ماكس نقل مكان مي كنند. البته اين تغيير مكان خيلي طول نمي كشد و همگي آن ها به خانه اي پوشيده شده با پيچك و پاپيتال كه شباهتي با خانه هاي ديگر ندارد، اسباب كشي مي كنند.

تنها چند شب بعد از اقامتشان در خانه ي جديد، لوئيس حضور موجودي عجيب را در رختخوابش حس مي كند، موجودي كه به ظاهر تنها لوئيس قادر به ديدنش است، اما خيلي زود مشخص مي شود كه اَبي هم آن را مي بيند. آيا آن دو قادر به پيدا كردن خانه ي اين موجود مرموز و دور كردن آن مي شوند؟

گزیده ای از کتاب

چيزي كه توي رختخوابش بود، كمي پس از نيمه شب تغيير كرد. چيزي كه بود، بلند شد و كم كم لوئيس را به ملافه اش چسباند. به نظر مي رسيد قدرتش خيلي زياد است و چنگال دارد. هرازگاهي با چنگالش او را مي گرفت و لوئيس صداي جر خوردن پوستش را مي شنيد. يك بار علاوه بر اين اتفاق چيزي به او شلاق زد: شترق، شترق!

لوئيس چشم هايش را باز كرد و در تاريكي شب، دمي دراز و پشمالو ديد.

بالشش را بغل كرد و جيغ كشيد.

چيزي كه آنجا بود، غرش كرد، از ته گلو و آهسته غريد، لرزش صدايش مثل برق در تمام رختخوابش پخش شد اما خيلي زود از بين رفت.

لوئيس تمام جرئتش را به كار گرفت. چراغي بغل تخت و روي كمد داشت با احتياط دستش را پيش برد و آن را روشن كرد. لوئيس به آن موجود پشمالو، با چشمان طلايي و پنجه هاي سنگيني نگاه كرد و نگاه كرد و نگاه كرد كه از قرار معلوم از دل شب و پاپيتال هاي در حال خش خش بيرون مي آمد.

آن هم به لوئيس نگاه كرد.

لوئيس آهسته گفت: «از پاپيتال ها اومدي بالا؟»

لوئيس گفت: «تو جوغد نيستي. وقتي گوش هات رو ديدم حدس زدم نيستي اما پشم داري. گربه اي. مثل گربه اي.» گفت اما مطئن نبود. آيا گربه بود؟

محصولات مشابه