اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

ته چشم هایش انگار مرگ دست تکان می داد

وضعیت: موجود
امتیاز:
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

80

شابک

9.782E+12

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1394

وزن

110

کد محصول

70406

قیمت پشت جلد

110000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای کوتاه فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1397/08/23

قیمت برای شما: 110,000 ریال

qty
توضیحات

اثری است از رضا کاظمی به چاپ انتشارات مهر نوروز. مجموعه ای از داستان های کوتاه کوتاه به قلم نویسنده و شاعری معاصر که محتوایی اجتماعی با ظاهری نسبتا پیچیده دارند اما مخاطب را به خوبی جذب می کنند. از کاظمی آثار دیگری هم چون: “یک سفر، دو لیوان چای آشغال؛ و مسافری که شبیه تو بود”، “زنی تووی سرم حرف می زند”، “بی خود می کند بهار بی تو بیاید!”، “سردم است؛ کمی آواز عاشقانه بخوان!” و… در قالب نظم و نثر به چاپ رسیده است.

گزیده ای از کتاب

دستم را گرفت توو دست های استخوانی اش، مهربان زل رفت توو چشم هایم و ضعیف و آهسته گفت: «آمدی بابا؟» گفتم: «بله.» لب خند محوی روو لب هاش نشست، و با صدایی که باید سرم را می بردم نزدیک تا بشنوم گفت: «نگفتم تا بیایی هستم؟» همین که آمدم بگویم: «همیشه باشی بابا…، لرزه افتاد به دست هاش، و چشم هاش پل پل زد، سیاهی شان رفت، سفیدی شان آمد؛ و مرد.

هیچ نظری ارسال نشده است

شما می توانید اولین کسی باشید که نظر می دهید

ارزش خرید به نسبت قیمت : کیفیت تولید : ارزش محتوا :
0
0
0

شما هم می توانید در مورد این کالا نظر دهید.

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نقد یا نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
نظر خود را بنویسید

محصولات مشابه