اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تریبوله،دلقک شاه

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

208

شابک

9782000925729

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1400

وزن

242

کد محصول

104910

قیمت پشت جلد

480000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فرانسه،قرن 19م)

تاریخ ورود محصول: 1400/04/15

قیمت برای شما: 480000ریال

توضیحات

کتاب تریبوله، دلقک شاه، اثر ویکتور هوگو است به ترجمه شهلا انسانی و چاپ انتشارات دبیر.

این کتاب روایتگر داستانی است از دربار و درباریان، شاه و خدمه و حشم و دلقکی به نام تریبوله که همانند دیگر هم ردیفانش با سخنان و طنزپردازی هایش بزرگان را به باد انتقاد می گیرد. شاه دربار مردی است لذت جو که بیش از سیاست پردازی به دنبال تفریح و خوش گذرانی است؛ او به تازگی دل در گرو زنی نهاده است و مدتی است که در لباسی مبدل او را تعقیب می کند. آغاز رمان در یک مهمانی درباری و اعتراف شاه به عشق در مقابل یک دوست است.

گزیده ای از کتاب

من و خارج شدن از اینجا!… آن هم وقتی که سرنوشت من و تو به هم پیوند خورده و ستاره سعادتمان در یک افق می درخشد. حال که قلب جوانت را به تپش درآورده ام، وقتی که خدا انتخابم کرده است تا با عشق خود غنچه قلب باکره ات را شکوفا کنم و چشم زیبایت را به روی عشق باز کنم، بروم؟ مرا نگاه کن! عشق خورشید روح است! نمی خواهی خودت را در تلالو آن گرم کنی؟ عشق فرمانروایی است که فرمان می راند و انسان زندگی و مرگ را در این فرمان می جوید. عشق است که شجاعت را سبب می شود و افتخار می آفریند. در قلمرو بزرگ عشق عاشق شاه و امپراتور است… زیبای من، در این کره خاکی همه چیز گذرا و فانی است، غیر از عشق که هدیه ی آسمانی است. بلانش عزیز! کسی که عاشق توست برایت سعادت را به ارمغان آورده است. خوشبختی نزد تو آمده و انتظارات را می کشد. زندگی، گلی زیباست و عشق رایحه ی آن، عشق کبوتری است که در آسمان پرواز می کند و شاهین در تعقیب اوست. قدرت عشق شاهین را ناامید می کند. عشق موهبتی آسمانی است که قدرت از آن نشات می گیرد. ببین! دست تو در دست من است. آنقدر آن را به ملایمت گرفته ام که مرا به عنوان یک موجود مستقل و دارای حیات، فراموش کرده ای! بیا یکدیگر را دوست داشته باشیم، دوست داشته باشیم…

شاه در همان حال که حرف می زد در صدد برآمد بلانش را ببوسد، ولی او خود را عقب کشید و آهسته گفت:

-نه، ولم کنید!

شاه که می دانست مخالفت بلانش جدی است و برای سماجت وقت مناسب است، عاقبت او را در آغوش کشید و بوسه ای از لبش گرفت. ننه برارد که خودش را روی دیوار حایل رسانده بود و مراقب دو جوان بود، با خود گفت:

-کارها بر وفق مراد است.

محصولات مشابه