اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تاریخ پانصد ساله خوزستان

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

وزیری

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

279

شابک

9786226999090

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1401-04-01

سال چاپ

1401

وزن

431

کد محصول

101303

قیمت پشت جلد

1200000


مشخصات تکمیلی :

(تاریخ ایلات و عشایر،خوزستان،ایران)

تاریخ ورود محصول: 1399/12/13

قیمت برای شما: 1200000ریال

توضیحات

کتاب تاریخ پانصد ساله خوزستان اثر احمد کسروی است به چاپ انتشارات باهم.

کتاب پیش رو حاصل اقامت و زندگی چند ساله نویسنده در خوزستان و برآمده از مطالعات و پیگیری های ایشان پیرامون تاریخ این خطه از کشورمان و آن چه در آن به وقوع پیوسته است. این اثر در کنار آن که داستان مشعشعیان و کعبیان را که از خاندان های حکمران بر سرزمین خوزستان بوده اند، شرح می دهد از حوادث دیگری که در این منطقه طی پنج قرن رخ داده پرده بر می دارد و از این جهت نام تاریخ پانصد ساله خوزستان به آن اختصاص یافته است. نویسنده تلاش داشته تا در روایت خود جانب عدالت و بی طرفی را رعایت کند و گذشته ی خوزستان را در کمال انصاف به تصویر بکشد. تاریخ نگارش کتاب حاضر به سال 1312 باز می گردد.

گزیده ای از کتاب

سید منصور برادر سید مبارک بود و پس از مرگ او درباره شاه عباس آمد و گویا آرزوی والیگری داشته ولی شاه او را به استرآباد فرستاده تا راشده زنده بود در آنجا نگاه داشت. لیکن چون راشد کشته شد و چنان که گفتیم پراکندگی میان مشعشعیان و عشایر حویزه افتاد که دسته ای سید طهماسب نامی را به پیشوایی برگزیدند و دسته ای بر سر شیخ عبدالله لقمان نامی که هواخواه صفویان بود گرد آمدند و اگر نوشته سیدعلی را استوار بداریم در شهر حویزه نیز سیدمحمد پسر سید مبارک کوس والیگری می زد در این زمان بود که شاه عباس سید منصور را از استرآباد خواسته به والیگری عربستان بفرستاد و لقب خانی به او بخشید و چون او در سال 1030 به خوزستان رسید حاکم لرستان و حاکم شوشتر با سپاه های خود همراهی کرده او را به حویزه رسانیده در تخت والیگری استوار ساختند و مشعشعیان خواه ناخواه گردن به فرمانروایی او گزاردند.

لیکن سید منصور در فرمانبرداری و هواخواهی شاه پایدار نمانده در سال 1032 که شاه آهنگ تاخت بر عراق و بغداد را داشت فرمان برای سید منصور فرستاد که با سپاه اعراب به اردو پیوندد و او فرمان را نپذیرفته گردن کشی نمود. این بود که سال دیگر (1033) شاه عباس سید محمدخان سر سید مبارک را که از دیرزمانی به درباره شاه آمده بود والی عربستان ساخته همراه شیخ عبدالله لقمان به حویزه فرستاد و امامقلی خان بیگلربیگی فارس نوشت که به پشتیبانی او رهسپار عربستان شود.

به گفته سیدعلی سید محمد پیش از آن که به درباره شاه رود دوباره سپاه گرد آورده با عموی خود منصور جنگیده و چون کاری از پیش نبرده ناگزیر پناه به درباره شاه برده بود.

ولی این بار که فرمان شاه و سپاه امامقلی خان پشتیبانی او بود به آسانی توانست کار از پیش ببرد. چون او به حویزه رسید سید منصور با گروهی از پیروان خود به دز شهر پناهنده گردید و امامقلی خان گرد آن دز فروگرفت. سرانجام منصور از دز گریخته به میان آل فضول رفت و در آنجا دزی استوار کرده بنشست.

محصولات مشابه