اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تاریخ غیرت (رمان تاریخی)،(دانش نامه ی استان همدان 6)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

276

شابک

9786226009201

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1399

وزن

444

کد محصول

99609

قیمت پشت جلد

600000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14،کوشش:مهدی به خیال)

تاریخ ورود محصول: 1399/10/29

قیمت برای شما: 600000ریال

توضیحات

کتاب تاریخ غیرت، به قلم آ شیخ موسی نثری (همدانی) نگارش شده و از سوی انتشارات طلایی در 276 صفحه منتشر و روانه بازار کتاب شده است.

آ شیخ موسی نثری در سال 1260 در شهر تاریخی همدان متولد شد، وی ادیبی نکته سنج و خوش ذوق بوده و در حوزه های گوناگونی چون  روزنامه نگاری، رمان نویسی، شعر، تفسیر متون، نجوم، ریاضیات، سیاست و.. فعالیت می کرد. سرانجام پس از برجا گذاشتن آثار متعدد از خود در سال 1332 دارفانی را وداع گفت و چشم از جهان فروبست.

تاریخ غیرت، رمانی است با مضمون تاریخی- عاشقانه؛ حکایتی از یک عاشق و معشوق که در دوره ی تاریخی مهمی در همدان در کمال شیرینی تشریح شده است. وقایع رمان مذکور مربوط به سال 1136 ه.ق. یعنی زمانی است که لشکر عثمانی به رهبری احمدپاشا از بغداد به طرف غرب ایران هجوم آورده و گروه وسیعی از مردم بی دفاع همدان را قتل عام کردند.. این اثرِ داستانی با نگاهی به وقایع اجتماعی، پیوستی بر دانش نامه ی استان همدان به شمار می آید.

گزیده ای از کتاب

سه ساعت به غروب مانده، همین روز یک مجمع عمومی در میدان سنگ زار همدان که در وسط شهر واقع بود منعقد شد. این میدان وسعتش 250 ذرع در 350 ذرع بود. در طرف مغرب این میدان، عمارتی بود که پنجره ی بالاخانه های آن عمارت مشرف بر این میدان بود و در یکی از بالاخانه ها مجلسی بود مرکب از شش نفر که یکی از آن ها آجودان- که یکی از آنها را ما پیش تر دیده و می شناسیم- و احمدخان، رئیس نظمیه، آقا علی و سه نفر از تجار شهر در آنجا و در بالا خانه ی دیگر حاکم و چند نفر از اعیان شهر و علما حاضر بودند. و تمام بال های اطراف میدان از جمعیت مردان و زنان تماشاچی پر بود و از مردم همدان از هر قبیل در میدان حاضر بودند؛ طوری میدان از جمعیت تماشاچی پر بود که سطح میدان را پوشیده بودند. در این بین شیپوری کشیده شد و فضای میدان که تا آن وقت از قیل وقال تماشاچی پر بود یک مرتبه سکوت غریبی شامل حال همگی گردید که تصور می شد متنفسی باقی نیست و تمام جمعیت چشم به راه وقوع حادثه ی جدیدی ایستادند. فوراً از یکی از بالاخانه ها به یک نفر معمم به خروجی[ای] که در جلو آن بالاخانه بود بیرون آمده خطابه ای را برای عموم تماشاچیان قرائت نمودند.

محصولات مشابه