اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تئو فرار می کند

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

136

شابک

9786004133517

نوبت چاپ

5

سال چاپ

1400

وزن

131

کد محصول

108546

قیمت پشت جلد

350000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آلمانی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1400/08/24

قیمت برای شما: 350000ریال

توضیحات

کتاب تئو فرار می کند اثری است از پتر هرتلینگ به ترجمه ی گیتا رسولی و چاپ انتشارات محراب قلم.

تئو پسربچه ی ده ساله ی شوخ و بامزه ای که به خاطر بدرفتاری ها و اختلافات پدر و مادرش، دائما به فرار از خانه فکر می کند و خیالاتی شیرین در این باره برای خودش می سازد، یک روز رویایش را عملی می کند اما واقعیت بسیار سخت تر از خیالاتش پیش می رود.

او در خیابان های ناآشنا پرسه می زند، با آدم های مختلفی دیدار می کند و ماجراهای خوب و بد بسیاری را پشت سر می گذارد.

گزیده ای از کتاب

تئو بیشتر اوقات در عالم خیال از خانه فرار می کرد. وقتی مادر چیزی را برایش قدغن می کرد و او ناراحت می شد یا لجبازی می کرد، وقتی پدر و مادر با هم دعوا می کردند یا وقتی خانم پرزیگ نامه ای به او می داد که به خانه ببرد، با خودش فکر می کرد دیگر این دفعه فرار می کنم. فرارش هم در عالم خیال هربار با موفقیت انجام و او قهرمان می شد. یک عالم دوست پیدا می کرد. بزرگ می شد. مردی می شد که ساختمان و پل می ساخت و عاقبت مشهور و سرشناس به خانه بازمی گشت و پدر و مادر که با او بدرفتاری کرده بودند، متعجب و خجالت زده می شدند.

حالا در واقعیت بود و همه چیز با رویاپردازی هایش فرق می کرد. دیگر خیال نمی کرد قهرمان است. برعکس، باید مواظب می بود که مردم متوجه نشوند که او فراری است. از این گذشته او کثیف بود. از وقتی از خانه فرار کرده بود، نتوانسته بود خودش را درست و حسابی بشوید. در کانکس بابا فین فینو هم خودش را نشسته بود. عجیب این که توی خانه، مادر باید مجبورش می کرد خودش را بشوید، ولی حالا خودش با کمال میل حاضر بود این کار را بکند.

ولی بیشتر از همه از این ناراحت بود که نتوانسته بود پیش افرادی بماند که دوستشان داشت؛ مثلا پیش کمال یا بابا فین فینو. آن ها می توانستند کمی به او کمک کنند، ولی متاسفانه به او احتیاج نداشتند. اگر آن ها پسری را که از خانه فرار کرده بود پیش خودشان نگه می داشتند، به دردسر می افتادند. با خودش فکر کرده بود: نه، یک فراری اصلا نمی تواند قهرمان باشد. او همیشه در خطر دستگیر شدن است. این ترس دست از سرش برنخواهد داشت.

جاده ی خاکی به یک آبادی رسید. باید چیزی برای خوردن می خرید. دست کم چند تا نان لقمه ای. ولی آیا این کار در آبادی ای به این کوچکی درست بود؟ حتما همه متوجه می شدند که او غریبه است.

محصولات مشابه