اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بی سرزمین

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

310

شابک

9786226667258

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

351

کد محصول

101769

قیمت پشت جلد

550000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1400/01/17

قیمت برای شما: 550000ریال

توضیحات

کتاب بی سرزمین اثری است از رزا دهقانی پور به چاپ انتشارات برکه خورشید.

سیاوش، وکیلی که خود به تازگی دخترش را در پی قتلی فجیع از دست داده است، پرونده های گوناگونی را دنبال می کند که مهم ترین آن ها پرونده ی قتل دختری به نام رها تدین است. ماجرایی بسیار پیچیده که سیاوش را برای اثبات بی گناهی شاهرخ در این جنایت به تکاپو می اندازد و رفته رفته با کشف حقایق پرونده، رازهایی نیز از گذشته ی این وکیل برملا می کند. گذشته ای دور از ذهن که باور آن برای سیاوش بسیار دشوار است.

گزیده ای از کتاب

شهشهانی برخلاف اسمش در تمام هفت آسمان یک ستاره هم نداشت. سیاوش، وکیل تسخیری دخترش بود که متهم به قتل مادرشوهرش با هفتاد ضربه ی گوشت کوب بود. دختر در تمام جلسات دادگاه چیز زیادی بروز نداده بود و فقط گریه می کرد. همسرش رضایت نمی داد. سیاوش صدبار به او گفته بود با گریه و زاری کاری از پیش نمی رود و دختر باز هم گریه می کرد. شهشهانی به چشم هایش نگاه کرد. چشم هایش شبیه یک کویر خشک و خالی بودند. ترسناک و وهم انگیز.

– من می دونم این بدبخت تو زندگی با اون مرتیکه چی می کشید.

از درد دل شنیدن خسته شده بود. حالا می فهمید بیتا چرا بعد از گلی دفتر را تعطیل کرده بود. خودش آن قدر بدبخت شده بود که می ترسید وسط یک جلسه ی تراژدیک مشاوره به بدبختی های دیگران بخندد. سیاوش گفت:

– شما راهی جز رضایت گرفتن ندارید واقعا.

– خب خانوادش که به این راحتی ها رضایت نمیدن. به دیه هم راضی نمیشن. به قرآن حاضر بودم واسه جگر گوشه م بفروشم کلیه م رو.

سیاوش شقیقه اش را مالید.

– نزنید این حرف رو.

شانه های لرزان آن مرد یعنی تلخی بی پایان زندگی در سیاهی مطلق. یعنی دردهایی که دفن نمی شدند. درمان هم نمی شدند.

– ببخشید آقای شهشانی! من می خوام دخترتون رو نجات بدم؛ اما نگار خودش نمی خواد.

به او زل زد.

– یعنی چی که خودش نمی خواد؟ به خدا منم چشمم بیفته به اونایی که هر دفعه من رو می بینن، دلشون می خواد سر به تنم نباشه، اشکم درمیاد.

– من صدبار رفتم ملاقات دخترتون. اگه بگه چرا اون زن رو کشته، می دونید چقدر پرونده جلو میفته؟

شهشهانی گفت:

– اذیتش می کرد. خیلی اذیتش می کرد.

در دلش گفت این تمام ماجرا نبوده. زن تحمل کرده بود. اصلا می توانست طلاق بگیرد.

محصولات مشابه