اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بیگانه

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

112

شابک

9789645478337

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

122

کد محصول

88934

قیمت پشت جلد

160000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فرانسه،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1398/12/15

قیمت برای شما: 160000ریال

توضیحات

کتاب بیگانه اثری است از آلبر کامو به ترجمه جلال آل احمد و علی اصغر خبره زاده که از سوی انتشارات فروزش به چاپ رسیده است. اثر کلاسیک حاضر دربارۀ مردی درونگرا و بی عاطفه به نام مرسو است که اعتقادی به خداوند ندارد. در بخش اولِ داستان شاهد رفتار غیر عادی او نسبت به مرگ مادرش و قتلی بی انگیزه از جانب او هستیم. در بخش دوم محاکمۀ مرسو آغاز می شود و به دنبال رای نهایی دادگاه، او در انتظار اجرای حکم مرگ به سر می برد.

این کتاب در حقیقت احساس پوچی را برای خواننده نمایش می دهد و از انسانی حکایت می کند که با جامعه و حتی عزیزترین کسانش بیگانه است.

گزیده ای از کتاب

آن هایی که از سینماهای شهر برمی گشتند کمی دیرتر رسیدند. آن ها جدی تر به نظر می آمدند و هنوز می خندیدند. اما گاه گاهی، خسته و اندیشناک می نمودند. همه این ها در کوچه ماندند و روی پیاده روی رو به رو می آمدند و می رفتند. دخترهای جوان محله، با موهای باز، بازوی یکدیگر را گرفته بودند، پسرها ردیف شده بودند برای اینکه صف آن ها را بشکنند. و به آن ها متلک می گفتند و دخترها در حالی که سرشان را برمی گرداندند می خندیدند، بسیاری از آن ها که من می شناختمشان برایم سر و دست تکان دادند.

چراغ های خیابان ناگهان روشن شد و اولین ستاره هایی را که در آسمان بالا می آمدند کدر ساخت. حس کردم چشمانم با این طرز نگاه کردن به پیاده روهایی که از آدم و روشنایی پر شده بود خسته شده است. چراغ ها، کف خیابان را نورانی کرده بودند و ترامواها به فاصله های معین، اشعه خود را روی موهای براق، روی یک لبخند یا روی یک بازوبنده نقره ای می افکندند. کمی بعد، با کم شدن ترامواها و تاریکی شب در بالای درخت ها و خاموشی چراغ ها، محله آهسته آهسته خالی شد. به حدی که اولین گربه به آهستگی از میان خیابانی که از نو خلوت شده بود گذشت. آن وقت فکر کردم که باید شام خورد. گردنم از اینکه مدتی آن را به لبه پشتی صندلی تکیه داده بودم کمی درد می کرد. پایین آمدم. نان و قاتق خریدم. آشپزیم را خودم کردم و ایستاده شامم را خوردم. باز هم خواستم سیگاری کنار پنجره بکشم. اما هوا خنک شده بود و کمی سردم شد. پنجره را بستم و چون برگشتم، آینه، آن گوشه میزم را که روی آن چراغ الکی با تکه های نان پهلوی هم گذاشته شده بود دیدم. فکر کردم که این یکشنبه هم مانند یکشنبه های دیگر گذشت و مادرم اکنون به خاک سپرده شده است و فردا دوباره به سرکار خواهم رفت و از همه این ها گذشته، هیچ تغییری حاصل نشده است.

هیچ نظری ارسال نشده است

شما می توانید اولین کسی باشید که نظر می دهید

امتیاز کاربران به بیگانه

ارزش خرید به نسبت قیمت : کیفیت تولید : ارزش محتوا :
0
0
0

شما هم می توانید در مورد این کالا نظر دهید.

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نقد یا نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
نظر خود را بنویسید

محصولات مشابه