اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بیمار خاموش

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

288

شابک

9786229728659

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

329

کد محصول

104032

قیمت پشت جلد

840000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های انگلیسی،قرن 21م)

تاریخ ورود محصول: 1400/03/23

قیمت برای شما: 840000ریال

توضیحات

کتاب بیمار خاموش: اثر الکس مایکلیدیس است با ترجمه ی بهناز همتی و چاپ انتشارات السانا.

کتاب حاضر از زبان شخصیت زن داستان «آلیشیا»، (البته دفتر خاطرات او) و درمانگر روایت می شود. این اثر که با قلم الکس به نگارش درآمده است، روایتگر داستانی مهیج و ترسناک است. آلیشیا برنسون نقاش معروف در یک روز گرم تابستانی همسرش گابریل، عکاس شناخته شده ی شهر را در خانه با سیم به صندلی می بندد و با اسلحه چندبار به سر و صورت او شلیک می کند. همسایه آنها با پلیس تماس گرفته و ماموران، آلیشیا را در حالت بهت زده بالای سر گابریل می بینند در حالی که رگ دست خودش را هم زده است. آلیشیا هیچ حرفی نمی زند و این سکوت او داستان کتاب را به یک راز و معما تبدیل می کند.

گزیده ای از کتاب

از این که یک اسلحه در خانه داریم متنفرم. دیشب دوباره راجع به آن جر و بحث کردیم. حداقل فکر می کنم این همان چیزی است که سر آن مشاجره داریم. البته خیلی مطمئن نیستم. گابریل گفت که بحث قبلی تقصیر من بود. فکر کنم همین طوره. از اینکه او را ناراحت می دیدم خیلی منزجر شدم، نگاه دردناکی داشت. از اینکه آزارش دهم متنفرم اما با این حال بعضی وقت ها دلم می خواهد اذیتش کنم و نمی دانم چرا.

او گفت که با حالت وحشتناکی وارد خانه شدم و از پله ها بالا رفتم و شروع به جیغ زدن کردم. شاید این کار را کرده باشم. فکر کنم ناراحت بودم. مطمئن نیستم که چه اتفاقی افتاد. تازه از پارک برگشتم. چیز زیادی از پیاده روی خاطرم نیست. در حال خیال بافی، فکر کردن به اثرم و تصویر مسیح بودم. یادم می آید در راه برگشت از جلو یک خانه رد شدم. دو تا بچه در حال بازی با یک شلنگ بودند. بیشتر از هفت یا هشت سال نداشتند. پسر بزرگ تر به بچه کوچک تر آب پاشید، رنگین کمانی از رنگ های درخشان در نور ایجاد شد. یک رنگین کمان فوق العاده. پسر کوچک تر دستش را دراز کرد و خندید. راه رفتم و متوجه شدم که گونه هایم از اشک خیس شده اند. از کنارشان رد شدم و به آن فکر کردم. نمی خواهم  حقیقت را پیش خودم اعتراف کنم که بخش بزرگی از زندگی ام گم شده است. به دروغ انکار می کنم که بچه نمی خواهم و تظاهر می کنم که علاقه ای به آن ها ندارم. وانمود می کنم فقط هنرم برایم اهمیت دارد و این اصلا واقعیت ندارد. این بهانه تراشی است. راستش من از بچه دار شدن می ترسم. از اینکه خون مادرم و دیوانگی او در من نیز وجود داشته باشد.

محصولات مشابه