اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بیشعوری (راهنمای عملی شناخت و درمان خطرناک ترین بیماری تاریخ بشریت)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

192

شابک

9782000819684

نوبت چاپ

4

تاریخ تجدید چاپ

1400-04-22

سال چاپ

1400

وزن

228

کد محصول

91991

قیمت پشت جلد

545000


مشخصات تکمیلی :

(خودشناسی،شخصیت،درمان اختلالات شخصیتی،دست نامه های تغییر و تعدیل رفتار،تنها ترجمه ی قانونی با مجوز رسمی از نویسنده)

تاریخ ورود محصول: 1399/04/07

قیمت برای شما: 545000ریال

توضیحات

کتاب بیشعوری نوشته خاویر کرمنت است به ترجمه محمود فرجامی و چاپ انتشارات روزنه. این کتاب مشخصات افراد مبتلا به بیماری فراگیری که بخش وسیعی از جوامع را در خود فروبرده است بیان می کند، بیماری خطرناکی که بشر را در ابعاد گسترده ای به خود مبتلا ساخته و ممکن است همه ی ما به آن دچار و از آن بی خبر یا نسبت به آن بی توجه باشیم، اما به هر حال “بیشعوری” کمک می کند تا بیشعورهای اطراف خود را بشناسیم، برای مقابله با آن ها چاره ای بیندیشیم و اگر خودمان به آن مبتلا هستیم در صدد درمان خود برآییم و رنجی را که دیگران از وجود ما می کشند، کاهش بدهیم.

گزیده ای از کتاب

از بسیاری جهات، بیشعوری مثل باد می ماند. ممکن است جریان باد، آرام و یا شدید باشد، همچنین متناوب و یا غیریکنواخت باشد. شاید آن قدر ملایم باشد که فقط اندکی موهایمان را آشفته کند و یا آن قدر شدید که چادر مسافرتی مان را از جا بکند. بعضی وقت ها هم به شکل گردبادها و توفان های مهیب ظاهر می شود و ویرانی های گسترده به بار می آورد.

مثل باد معمولی، معمولا بیشعورها طوری رفتار نمی کنند که باعث نگرانی کسی شود. اما در فرصت مناسب، همچون تندباد مهیبی می توانند با سرعت و درنده خویی وحشتناکی به دیگران حمله کنند. از این رو، برای بهتر شناختن بیشعوری ضروری است که میزان شدت بیشعوری را تعیین کنیم و همچنین ببینیم چگونه بیشعورها یاد می گیرند که عقایدشان را رقیق کنند و زیر نقابی از نجابت پنهان شوند.

از آنجا که بشر با واقعیت های قابل لمس خو گرفته است، بعضی اوقات برای افراد نابیشعور، درک بیشعوری به عنوان قدرتی که در کالبد شخص مبتلا نفوذ می کند دشوار است. اما واقعیت آن است که بیشعوری همچون قدرتی غالب در کالبد فرد مبتلا نفوذ و در شخصیت او حلول می کند. آغاز این فرآیند هنگامی است که قدرت غالب به شخص مغلوب اعلام می کند چکار بکند و چگونه آن کار را انجام دهد. در ابتدا فرد، از این دخالت و تجاوز به حریمش منزجر می شود، اما پس از مدتی (بیست دقیقه یا همین حدودها) این مساله برایش عادی می شود و دیگر توجهی به آن نمی کند. این قدرت غالب، یعنی بیشعوری، را به عنوان بخشی از خود می پذیرد و حتی موقعش هم که بشود به آن اتکا می کند.

محصولات مشابه