اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بوگ ژارگال

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

زرکوب

تعداد صفحات

256

شابک

9789642203864

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

400

کد محصول

77312

قیمت پشت جلد

400000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فرانسه،قرن19م)

تاریخ ورود محصول: 1398/02/17

قیمت برای شما: 400000ریال

توضیحات

کتاب بوگ ژارگال اثری است از ویکتور هوگو به ترجمۀ شهلا انسانی و چاپ انتشارات سمیر. کتاب حاضر اثر دیگری از نویسندۀ شاهکار بینوایان، ویکتور هوگو است که در این داستان تلاش دارد مخاطبان اش را به جانب اخلاق پسندیده و درستکاری هدایت کند.

پس از آن که هریک از افسران حاضر در جلسه ماجرایی از زندگی خود را تعریف می کنند نوبت به کاپیتان لئوپلد دئورنی می رسد و از او خواسته می شود که ماجرای بوگ ژارگال، سیاهپوستی جوانمرد، با شرافت و مظهر انسانیت، را بگوید. در بخش پایانی کتاب که فرجام سخن نام دارد، شاهد سرگذشت کاپیتان لئوپلد دئورنی خواهیم بود.

گزیده ای از کتاب

کسی که مرا اسیر کرده بود، آدم مهربانی بود و از خشونت دوری می جست و پس از اینکه خطر را از پیرامونم دور کرد، به آرامی گفت:

ـ می بایست تو را نزد بیاسو ببرم تا او دربارۀ تو تصمیم بگیرد.

به این ترتیب مرگم به تاخیر افتاد.

اکنون که شاهین مرگ از فراز سرم فاصله گرفته بود، بیش از پیش قدر دقایق عمر را می دانستم. به اردوگاه سیاه پوستان خیره شدم تا در این واپسین لحظات عمر، همه چیز را ببینم. آن ها غنایم را میان خود تقسیم کرده بودند. غنایم، تنها لباس های مندرس و خون آلود کشته شدگان بود و نه چیز دیگر و در شگفتی بودم چرا تا این حد به لباس های کشته شدگان علاقمند هستند.

چند نفر را دیدم که بالاپوش فلزی پوشیده و پارچۀ سفیدی که قضات به گردن می اندازند، روی آن بسته بودند. یکی را دیدم قبای کشیشی به بر کرده و یک سردوشی بر شانه افکنده بود. یک عمر در اسارت سفیدان بیگاری کرده بودند و اینک خسته از جنگ زیر آفتاب یا کنار آتش لمیده و خواب شان برده بود. قصه تلخ ماجرا آنجا بود که همین بردگان که از اسارت دلی پر درد داشتند، وقتی احساس قدرت می کردند، می خواستند به شیوۀ سفیدهای ستمگر رفتار کنند و همانند آنان جامه به تن می کردند.

محصولات مشابه