اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

به سوی بیکرانگی

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

312

شابک

9782000850076

نوبت چاپ

1

تاریخ تجدید چاپ

1399-08-24

سال چاپ

1399

وزن

303

کد محصول

95908

قیمت پشت جلد

540000


مشخصات تکمیلی :

(یادداشت هایی در جست و جوی انسان و زندگی،خودشناسی)

تاریخ ورود محصول: 1399/07/27

قیمت برای شما: 540000ریال

توضیحات

کتاب به سوی بیکرانگی اثر دکتر عباس عاشوری نژاد است به چاپ انتشارات دانژه.

کتاب پیش رو اثری است در پاسداشت زندگی مان و کسانی که رنگ و بویی نیکوتر به آن می بخشند؛ نویسنده در یادداشت های کتابی که آفریده بر زندگی و فرصت هایی که در اختیارمان می گذارد تمرکز کرده و بر اهمیت تطابق کیفیت و شیوه زندگی مان با  جایگاه والایی که انسان از آن برخوردار است تاکید کرده است. در این اثر با یادداشت هایی کوتاه و نیمه بلند همراه می شویم که تعداد زیادی از آن ها پیش از این در ستون ثابت هفته نامه «پیغام» به چاپ رسیده اند و حال گردآوری شده اند تا مجموعه ای امید بخش و تفکر آفرین شکل بگیرد و خواننده به سوی رضایتمندی حرکت کند.

گزیده ای از کتاب

زندگی کوتاه است، بسیار کوتاه تر از آن چه فکرش را می کنیم. در این مدت کوتاه، خیلی چیزها را باید بیاموزیم و اگر نه، همین مدت کوتاه نیز، به هدر می رود و ما می مانیم و یک عمر پشیمانی و آرزوهای برنیامده و حسرت های جانکاه.

در این مدت کوتاه زندگی، باید مراقب خیلی چیزها باشیم: مراقب حرف هایمان، برخوردهایمان، نگاهمان، احساس مان و خیلی چیزهای دیگر. چیزهایی که در مجموع، خوشبختی و یا بدبختی ما را رقم می زند.

باور داشته باشیم که زندگی با همه ی هیاهویش، در نهایت، ردپایی بیش نیست، ردپایی ماندگار در این جهان بی انتها. بنابراین بکوشیم تا ردپایی قشنگ از خود به یادگار بگذاریم. چرا که ردپای ما، چه نیک و چه بد و هرچند هم کم رنگ، تا ابدیت برجای می ماند.

خسروشکیبایی با آن صدای نافذش می گفت:

«همیشه یادمان باشد که نگفته ها را می توان گفت ولی گفته ها را نمی توان پس گرفت…

چه سنگ را به کوزه بزنی چه کوزه را به سنگ، شکست با کوزه است…

دلها خیلی زود از حرف ها می شکنند! مراقب گفتارمان باشیم…

با یک نابینا می شود آهنگ گوش کرد، با یک کر و لال می شود شطرنج بازی کرد، با یک معلول ذهنی می شود رقصید، با یک بیمار سرطانی می شود از زندگی گفت، با یک آدم نشسته روی ویلچر می شود قدم زد ولی با یک آدم بی احساس، نمی شود حرف زد، نه بازی کرد، نه قدم زد و نه شاد زندگی کرد!!!

یک ضرب المثل چینی می گوید برنج سرد را می توان خورد، چای سرد را می توان نوشید اما نگاه سرد را نمی توان تحمل کرد…

مهم نیست کف پاتو شستی یا نه؟! حتا مهم نیست کف پات نرمه یا زبر. اما این مهمه که وقتی از زندگی کسی رد می شی؛ «رد پای قشنگی از خودت به جا بگذاری»…

محصولات مشابه