اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بهشت و برهوت

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

674

شابک

9786005595437

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1397

وزن

737

کد محصول

75360

قیمت پشت جلد

550000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن14)

تاریخ ورود محصول: 1397/12/12

قیمت برای شما: 550000ریال

توضیحات

کتاب بهشت و برهوت اثری است از هستی قنبری به چاپ انتشارات روشا. این کتاب روایتی دارد از ماجرای رازآلود زندگی پزشکی جوان که با بیماران روانی سر و کار دارد؛ او از کودکی به واسطه پدرش با مکانی به نام آشیان مهر که آسایشگاهی برای بیماران روحی است آشنایی دارد، در حالی که نامزدش مخالف حضور دکتر در این مکان است، گاهی به سرش می زند که خبری از آن جا بگیرد؛ ورود بیماری جدید به آسایشگاه مرد را به ترس وا می دارد، دختری جوان به نام دریا که انگار وحشت و انبوهی از انزجار و انرژی منفی را به سوی شایان روانه می کند.

دریا پای شایان را به ماجرایی باز می کند که شاید هیچ گاه به آن فکر نکرده بود.

گزیده ای از کتاب

صورتم داغ بود و دست و پایم یخ یخ، چیزی توی گوشم احساس مورمور ایجاد می کرد، مثل راه رفتن یک هزارپا روی پرده ی گوش و آن سوت اعصاب خرد کن! مایع تلخی از دهان تا معده ام در رفت و آمد بود. چیزی داخل شکمم ضربان می زد، مثل شمارش معکوس یک بمب ساعتی. انگار سر هر انگشتم هزار سوزن فرو کرده بودند. بدنم حس بی وزنی داشت ولی سرم صد کیلو شده بود.

همه جا سیاه و گنگ بود، مثل یک خلسه ی عمیق!

دلم می خواست دست هایم را بلند کنم و پیش روی چشمانم بگیرم تا ببینمشان، تا مطمئن شوم هنوز جسم دارم یا مرده ام و دارم حس مرگ را تجربه می کنم. اما دستم از مغز ناهشیارم اطاعت نمی کرد. اصلا شک داشتم دستی وجود داشته باشد!

کلافه شدم.

آه لعنتی! اگر این مرگ بود، همان زنده ماندن را ترجیح می دادم. باز هم آن سوت لامذهب!

اصلا کجا بودم؟ چه شد که به این جا رسیدم؟ ای کاش این سوت می گذاشت فکر کنم.

کاش می توانستم سر بچرخانم و ببینم این صدای گوش خراش از کجا می آید! حال خوشی نبود که در گیجی، معلق باشی.

من… من، از کجا آمدم؟ داشتم کجا می رفتم؟

محصولات مشابه