اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

با تو آرومم… (رمان1218)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

379

شابک

9786007368473

نوبت چاپ

3

تاریخ تجدید چاپ

1400-07-01

سال چاپ

1396

وزن

436

کد محصول

61354

قیمت پشت جلد

850000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1396/09/12

قیمت برای شما: 850000ریال

توضیحات

رمانی است از اعظم اطیاری به چاپ انتشارات شادان. داستان زندگی آدم هایی معمولی که هم چون همه ی ما گاه با مشکلات و دشواری های گوناگون روبرو می شوند و در مسیر بحران ها با اطرافیانشان آشنا می شوند، کسانی که برخلاف انتظار در هنگام سختی دستگیر و همراهانی مهربانند و یا افرادی که آنگونه که انتظار می رود فریاد رس نیستند.

دریا پس از مدت ها دوری از وطن به خانه پدری بازگشته است. او در اولین برخورد با پسری که گویا مدت ها پیش با او آشنا بوده مرتکب اشتباهی می شود که ذهنش را به بازی می گیرد، حسین مردی جوان که دل در گرو عشق دریا دارد و طالب دیدار مجدد دخترک بوده، با رفتار دریا منقلب می شود و خشم سراسر وجودش را پرمی کند؛ خشمی که کوچ خانواده اش به خانه ی عظیمی در آن بی تاثیر نیست.

گزیده ای از کتاب

دکمه های پیراهنش را باز و آن را از تن خارج کرد و روی میز انداخت، به حمام رفت و بدون آن که شلوار خود را از پای بیرون بیاورد زیر دوش آب سرد ایستاد. سعی داشت زیر دوش آب سرد آتش خشمش را خاموش کند. آتشی که دریا با بی اعتنایی به جانش افکنده بود اما این طور به نظر می رسید که در این امر ناموفق است. با کف دست به دیوار کوبید و بار دیگر خودش را ملامت کرد: «دل توی دلت نبود، می خواستی ببینی چه شکلی شده! دیدیش!» پوزخندی زد و مشت دیگری به دیوار کوبید: «لعنتی! حتی فرصت نداد نگاش کنی! چی با خودت فکر کردی مرد! فکر کردی سیزده سال بخاطر تو تب کرده!» و بار دیگر پوزخندی زد: «می خواستی مطمئن بشی هنوزم با دیدنش دست و دلت می لرزه؟» کف دستش را به دیوار کوبید و در پاسخ خود زمزمه کرد: «خوشحالم به یقین رسیدی. حالا می دونی دریا برای تو تموم شده… تموم!…»

محصولات مشابه