اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بامداد فلوجه

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

276

شابک

9789641213802

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1398

وزن

309

کد محصول

102065

قیمت پشت جلد

320000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1400/01/25

قیمت برای شما: 320000ریال

توضیحات

کتاب بامداد فلّوجه اثر والتر دین مایرز است به ترجمه دکتر سید عبدالحمید میر حسینی و چاپ انتشارات سروش.

کتاب پیش رو داستان سربازی آمریکایی به نام رابین را روایت می کند که با شروع جنگ میان عراق و آمریکا و در پی تاثیرات ناشی از تبلیغات آمریکایی برای خدمت به کشورش و رهایی از حس بیهودگی به ارتش می پیوندد و راهی جبهه های جنگ می شود. این در حالی است که پدر و عمویش با این کار کاملا مخالف هستند و اعتقاد دارند قدم گذاشتن در این مسیر چیزی جز پشیمانی برای پسر جوان به دنبال نخواهد داشت.

کتاب با نامه ای از سوی رابین برای عمویش ریچی آغاز می شود، نامه ای که در آن به اضطراب و دلشوره ای که وجودش را فراگرفته اشاره می کند، به حسی که بعد از به وقوع پیوستن حادثه ی یازده سپتامبر داشته، به آن چه که در مورد جنگ با عراق فکر می کند و به پدرش که خوب می داند هنوز از دست او دلخور است اما معتقد شاید اگر او هم جای رابین بود همین راه را انتخاب می کرد.

گزیده ای از کتاب

اگرچه قرار است جنگ تمام شده باشد، ولی درگیری هنوز در بغداد و حومه آن ادامه دارد و سروصدای بمباران ها در اطراف شهر وحشتناک است. مثل رعد و برقی است که در دوردست اتفاق بیفتد. وقتی آسمان شب روشن می شود افراد ما فریاد شادی سر می دهند، ولی من با تمام وجودم می ترسم. صدای انفجار بسیار دور است، ولی در درون من نیز هست. اصل مسئله صدا نیست؛ انگار چیزی در درون سینه ام به لرزش درمی آید. رئیس جمهور گفته ماموریت ما به انجام رسیده، ولی کسانی هنوز کشته می شوند و سروان میلر می گفت فقط کسانی را می شمارند که در محل کشته شده باشند.

می گفت: «بسیاری از زخمی ها به آلمان یا آمریکا فرستاده می شوند و ممکن است جان سالم به در نبرند. اینجا کسی درباره زخم ها صحبت نمی کند. زخم های ناشی از انفجار وحشتناک است.»

مارلا پرسید: «اونا دارن یه چیزایی رو مخفی می کنن؟»

جونزی گفت: «اونا فقط می خوان مطمئن بشن که زیر نور خورشید دارن حرف می زنن.»

مارلا گفت: «جونزی، حرف هات فقط پنجاه درصد معنی داره. بیشتر از اون هرچی میگی از عقل من بالاتره.»

جونزی نیشخند زد.

اما شاید حق با او و میلر باشد. شاید تعداد کشته ها بیشتر از تعدادی باشد که در اخبار اعلام می شود، ولی نمی خواهم تعدادش را بدانم.

وقتی در شمال بغداد خارج از منطقه امن گشت می زنیم، کشته های عراقی زیادی می بینیم. امروز صبح دو ماشین غیر نظامی پیدا کردیم که با گلوله سوراخ سوراخ شده بودند و اجساد هنوز درون آن ها بودند. عده ای مرد که بعضی گریه می کردند و بعضی آرام صحبت می کردند اطراف ماشین ها ایستاده بودند و منتظر آمبولانس بودند تا اجساد را ببرد. هنوز هم سعی می کنم چشمم را از اجساد برگردانم، چون نمی خواهم آن ها را ببینم.

محصولات مشابه