اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

بازگشت شاه (ارباب حلقه ها 3)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

575

شابک

9786222344948

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

578

کد محصول

117994

قیمت پشت جلد

2100000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان انگلیسی،قرن 20م)

تاریخ ورود محصول: 1401/09/07

قیمت برای شما: 2100000ریال

توضیحات

کتاب بازگشت شاه (ارباب حلقه ها 3)، اثر جی. آر. آر. تالکین است با ترجمه ی رضا علیزاده و چاپ انتشارات روزنه.

کتاب های تالکین از جمله مورد توجه ترین آثار ادبیات داستانی دنیا به شمار می آیند و برداشت های سینمایی متعددی از آنها تاکنون بر پرده سینما به نمایش درآمده است. بازگشت شاه، سومین و آخرین مجلد سه گانه ارباب حلقه ها است که از مشهورترین و تاثیرگذارترین کتاب های ادبیات در قرن 21 به حساب می آید. این جلد به جنگ حلقه و حوادث و اتفاقات پس از آن می پردازد. موردور آماده بزرگ ترین حمله گوندور، پادشاه انسان ها در سرزمین میانه است. پادشاهی که سال هاست به دست «کارگزاران» افتاده است، اما اکنون شاه گوندور در میان یاران حلقه به سوی موردور قدم برمی دارد.

گزیده ای از کتاب

گندالف منزل نبود و هیچ پیغامی نفرستاده بود؛ پس پی پین همراه برگوند راه افتاد و با افراد دسته سوم آشنا شد. از قرار معلوم برگوند به اندازه میهمانش از این موضوع مفتخر بود، چرا که مقدم پی پین را بسیار گرامی می داشتند. از قبل در ارگ حرف و حدیث درباره دوست میتراندیر و خلوت کردن طولانی او با فرمانروا بسیار بود. در افواه چنین شایع شده بود که امیر هافلینگ ها از شمال بدینجا آمده است تا پیشنهاد اتحاد به گوندور بدهد و پنج هزار شمشیر زن در اختیار شهر بگذارد. برخی می گفتند هنگامی که سواران از روهان برسند، هرکدام سلحشوری هافلینگ را سوار بر ترک خود به همراه خواهند آورد که هرچند کوچک، اما دلیرند.

اما پی پین مجبور بود با تاسف اعتبار این داستان امیدبخش را تکذیب کند، اما نمی توانست از دست منزلت جدیدی که برای او قائل بودند آسوده شود، قدر و منزلتش به عنوان کسی که به تصور مردم دوست و همراه بورومیر بوده و فرمانروا دنه تور او را مورد تفقد قرار داده، از او تشکر کردند که به میان شان آمده، و با دقت به گفته ها و داستان های او از سرزمین های خارج گوش کردند و تا دلش می خواست به او خوراک و آبجو دادند. تنها مشکل او این بود که مطابق توصیه گندالف «احتیاط» به خرج دهد و نگذارد که زبانش به شیوه معمول هابیت ها در میان دوستان به جنبش بیفتد.

سرانجام برگوند از جا برخاست. گفت: «فعلا بدرود! اکنون تا هنگام غروب ماموریتی دارم، به گمانم مثل همه کسانی که اینجایند. اما اگر همان گونه که می گویی تنها هستی شاید بدت نیاید که یک راهنمای بانشاط در شهر داشته باشی. پسرم با طیب خاطر همراهی ات می کند. به جرات می گویم پسر خوبی است. اگر خوش داری به پایین ترین حصار برو و سراغ میهمانخانه قدیمی را در رات کلردین، خیابان چراغ سازها بگیرد. آنجا همراه دیگر پسربچه هایی که قرار است در شهر بمانند پیدایش می کنی.

محصولات مشابه