اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

باریکه راه کنار مرداب (رمانی سوررئال:به انضمام گفتاری در باب مکتب سوررئالیسم)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

128

شابک

9786229812914

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

135

کد محصول

108825

قیمت پشت جلد

450000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1400/09/06

قیمت برای شما: 450000ریال

توضیحات

کتاب باریکه راه کنار مرداب: رمانی سوررئال، اثر جمال زارعی است به چاپ انتشارات کتاب مس.

کتاب پیش رو رمانی سوررئال به انضمام گفتاری در باب مکتب سوررئالیسم است که از کتاب شعر نو در فرانسه (حسن هنرمندی) برگرفته شده است. این اثر مراوده میان دو شخص است که گویی عاشق و معشوق  یکدیگر هستند و به گفته ی مولف فضیلت عشق که چون پروانه ای در اطراف آنها بال بال می زند در محتوای متن قابل رویت است. سوررئالیسم بزرگترین جنبش شعری این قرن به حساب می آید که دریچه های فراوانی را به روی جهان شعر گشوده است. بخش پایانی کتاب به تشریح و توضیح سوررئالیسم پرداخته است.

گزیده ای از کتاب

خلل ناپذیر بودن اندیشه نیکی ها و خلل پذیر بودن اندیشه بدی ها پیش رویم خودنمایی می کردند و شبانه به پرواز می آیند خفاش ها بر سقف فرو ریخته طویله قدیمی هراسی مرموز در من آشکار می کردند، خفاش ها جنس خود را داشتند، میل آنها برای مکان های تاریک نشان زمستان روح آنها بود. و الهه ی نور با آنها قهر ابدی را پیش گرفته بود، آیا آنها تیره بخت بودند که از روشنایی روز می گریختند، آیا آنها درون خود نوری را یافته بودند که آنها را دیگر نیازی به خورشید آسمان نبود. هرچه بود آنها پروازی داشتند که به آن می بالیدند. آنها در خلوت خود شاید بینشی داشتند که جویبار دلخواه شان را برایشان جاری می نمود زیرا جویبارها نشان از نیکی های طبیعت داشتند که در تاریکی و روشنایی جاری می شدند، همان گونه که آن هنگام که اطاق من تاریک بود جویبارهای نور به درونم رخنه می کردند و از پی آن اطاق روی روشنایی به خود می دید و کلمات کتاب گشوده روی میز پرواز خود را آغاز می کرد و فنجان چای و قندان روی میز شادی خود را از این پروازها که آنها نصیبی به سهم خود از آن می گرفتند نشان می دادند و تصویرهای روی تابلوی دیوار شادی خود را با آشکار شدن و سپس پنهان شدن در ذهن من به آنگونه که نبودند نشان می دادند و امواج دریا با نشان دادن تلالو آفتاب که بر موج هایش آشکار می شد شادی خود را نشان می داد، پرواز پرندگان بر فراز آب ها که نشان از شادی و بیقراری داشت مرا وام دار خود می نمود زیرا فضیلت طبیعت نیکوی خود را پیشکش من می کرد و آنچه از نیکی ها را درون خود می دیدم تجلی انگیزه های خوب آنها بود که در سرشت آرزومند من رخنه می نمودند و نیز نوای درون خود را از کسی که روی صندلی کنار میز بود می گرفتم و آنچه که آن را تجلیات اندیشه می پنداشتم از رویای او بسوی من روان می  شد، اراده او بر در و دیوار حاکم بود.

محصولات مشابه