اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

باد و کاه

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

195

شابک

9789643379483

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-01-21

سال چاپ

1399

وزن

755

کد محصول

63148

قیمت پشت جلد

450000


مشخصات تکمیلی :

(داستانهای فارسی،قرن 14،برگزیده جوایز ادبی هنری عذار و شهید حبیب غنی پور)

تاریخ ورود محصول: 1396/12/06

قیمت برای شما: 450000ریال

توضیحات

اثری است از محمدرضا بایرامی به چاپ انتشارات نیستان. داستانی که در یکی از روستاهای شمال غربی ایران و در بحبوحه روزهای پایانی منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی رخ می دهد و از زبان پسری نوجوان روایت می شود. ماجرا از آنجایی شروع می شود که علی، برادرِ بزرگترِ راویِ داستان که در شهر به خدمت سربازی مشغول است از پادگان فرار می کند و به روستا برمی گردد…

گزیده ای از کتاب

ننه در را باز کرد. دوید بیرون. داد می زد یا ابوالفضل! یا فاطمه ی زهرا! درد امانم را بریده بود. اما باید طاقت می آوردم. هرطوری بود، خودم را کشیدم کنار دیوار و نوک پا بلند شدم. داداش علی کنار دیوار یونجه زار می دوید. همان طور که نگاهش می کرد، یکهو رو برگرداند طرف دیوار. حتما فهمیده بود که فرصت نخواهد کرد تمام طول دیوار را بدود. سرباز روی بام، باز هم ایست داد. دژبان، بدون آنکه دیده شود، داد زد: «بزنش ابله! بزنش! از هرجاش که شد. معطل چی هستی؟»
بابا، بار را ول کرده بود و سر جاش خشک شده بود. گروهبان صادقی یک لحظه پای دیوار آسیا دیده شد و بعد غیبش زد. صدای تیر توی گوشم پیچید و هم زمان شد با صدای جیغ ننه که حالا تو کوچه بود. داداش که روی دیوار بود، پرت شد آن طرف. دیگر ندیدمش. سربازهای روی خرمن جا، می دویدند طرف یونجه زار. بی اختیار داد زدم: «یاخدا!»

محصولات مشابه