اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

امواج زندگی

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

681

شابک

9786227555554

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1401

وزن

742

کد محصول

118015

قیمت پشت جلد

2000000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1401/09/08

قیمت برای شما: 2000000ریال

توضیحات

کتاب امواج زندگی، اثر زهرا کاویانی چراتی است به چاپ انتشارات آئی سا.

داستان این کتاب از جایی آغاز می شود که شخصیت اصلی رمان، زنی به نام «آرام»، خاطرات گذشته ی پدر و مادرش را یادآوری می کند. پدر و مادری که 14 سال است او را تنها گذاشته اند و برای همیشه به خانه ی ابدی رفته اند. پدر و مادری که در حکم لیلی و مجنون بودند. مادر او در دفترچه خاطراتش داستان دلدادگی اش را نوشته است و او با خواندن آنها درمی یابد که چگونه مادرش لیلی وار عاشق پدرش بود و… . آرام در تلاطم های زندگی جای خالی آنها را به شدت احساس می کند، مخصوصا الان که با شنیدن خبر برگشتن کیان از فرنگ آشوب شده و تمام افکارش به هم ریخته است. سالها پیش کیان زند تنها پسر فردوس زند با دختر یکی از سرشناس های اصفهان ازدواج کرده و بعد از یک هفته عازم فرنگ شدند و اکنون با گذشت سالها، با آمدن او قلب زن ناآرام می شود و…

گزیده ای از کتاب

در یکی از روزهای آخر تابستان مصطفی و آیناز در پارکی نزدیک عمارت کیومرث خان روی نیمکتی با فاصله از هم نشسته بودند و از عشق به یکدیگر می گفتند. دست بر قضا سیمین که شیمای هفت ساله و شایان دو ساله را به گردش آورده بود، آیناز و مصطفی را دید و شستش خبردار شد که این عزیز دردانه ی کیومرث خان که دست رد به سینه ی همه ی خواستگارانش از جمله برادر خودش زده دلش سریده. آن هم برای پسر باغبان. شایان را به شیما، در زمین بازی سپرد و پشت درختی نزدیک نیمکت شان پنهان شد و از شنیدن حرف های شان مطمئن شد که یک دیگر را دوست دارند. وقتی خودش را به آن دو نشان داد رنگ از رخ هردوی شان پرید و آیناز به التماس زن برادرش افتاد که سکوت پیشه کند اما سکوت برای سیمینی که همیشه دنبال شر بود، چیزی غیرممکن بود.

سیمین که لب باز کرد و از آیناز و مصطفی گفت، طوفانی در خانه ی کیومرث خان به پا شد. کیومرث خان با بدترین حالت ممکن مصطفی و پدر و مادرش را از خانه اش بیرون کرد. آیناز را در اتاقش زندانی کرد و یک ماه بعد بی توجه به گریه زاری و التماس های آیناز، دخترش را به نامزدی با همان خواستگار سرسختش درآورد و قرار عقد و ازدواج برای دو ماه بعدش گذاشته شد.

آیناز در آن دو ماه فاصله بین نامزدی تا عروسی اش حتی یک مرتبه هم حاضر نشد تا نامزدش را ببیند. با وجود این که بارها با گریه و التماس به خانواده اش گفته بود که اگر او را مجبور به ازدواج کنند خودش را خواهد کشت، تاثیری روی پدر و برادرش نداشت چرا که تهدیدش را از روی لج بازی و فرار از ازدواج می دانستند.

اما مادرش آی نوربانو «زنی ترک تبار بود» طاقت زجر کشیدن ته تغاری اش را نداشت  و با وجود اینکه…

محصولات مشابه