اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

افسون نامه 3 (آزادی دیو در بند)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

140

شابک

9786008941675

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-07-11

سال چاپ

1398

وزن

133

کد محصول

87230

قیمت پشت جلد

270000


مشخصات تکمیلی :

(مجموعه داستان های کوتاه فارسی،قرن 14،مناسب بالای 17 سال،تصحیح و بازنویس:نازنین نخعی،تصویرگر:امین طالبی،نامزدهای نهایی جایزه افسانه ها)

تاریخ ورود محصول: 1398/11/02

قیمت برای شما: 270000ریال

توضیحات

کتاب افسون نامه 3 (آزادی دیو در بند) نوشته ای است به قلم گروهی از نویسندگان و چاپ انتشارات باژ. این کتاب دربردارنده مجموعه ای از داستان های کوتاه راه یافته به مرحله نهایی چهارمین دوره مسابقه افسانه ها در شاخه بهترین داستان کوتاه ترسناک تحت عناوین آزادی دیو در بند، آخرین نامه فلیپ، این نامه را هرگز نخوان، خسرویه، ده، غوطه ور در فرمالین، ویلن طلایی و یکی از ما دو نفر است. این مسابقات به صورت مستقل و در سه ژانر فانتزی، وحشت و علمی تخیلی برگزار می شوند و نخستین دوره برگزاری آن به سال 1391 بازمی گردد.

گزیده ای از کتاب

به نظر بعضی های شان چیزی شبیه معجزه می آیم و برای همین منتظر بودم حسابی تحویلم بگیرند. اما یارو نیامده، آب پاکی را ریخت روی دست همه. یا نمی دانست یا عین خیالش نبود که در اتاق تشریح خوردن و آشامیدن ممنوع است. چند جمله در میان، دست می برد چیزی از توی جیبش در می آورد و می انداخت توی دهنش، چیزی مثل کشمش. تمام مدت دهانش -و ریشش- می جنبید. یا به خوردن یا به حرف زدن. می گفت بعضی آدم ها به بدن شان علاقه ی زیادی دارند؛ مثل علاقه ی بعضی از ماها به ماشین و زن و مال دنیا. این آدم ها نمی توانند یک دفعه جسم شان را ترک کنند؛ بلکه کم کم ترک می کنند.

بعدش هم گفت: «کلا در نظام آفرینش فوت به آن صورت که ما فکر می کنیم وجود ندارد؛ بلکه همه چیز سفر می کند؛ مثل بچه که وقتی از رحم مادرش خارج می شود، سفر می کند به دنیای مادی. یعنی یک درجه می آید بالاتر. آدم هم موقع مرگ سفر می کند، از دنیای مادی به دنیای برزخ…» آخرش هم گفت: «اما آدم ها دو دسته اند: آدم های خوش سفر، که انشاءالله خداوند مقرر کند ما جزو آن ها باشیم، و آدم های بدسفر، مثل این بنده ی خدا!»

حرف هایش مرا یاد خودم انداخت. من هم از این سفرهای مسخره داشته ام. ارتقا گرفتم و از مهرجان سفر کردم تهران به زرق و برق شهر و زود از یاد بردم مهرجان و ژاله و آن جاده ی جنگلی را. یا مهری که سال ها بعد با خواستگاری سفر کرد و با کلی جهیزیه آمد توی زندگی ام و بعد به بهانه ی تنهایی پدرام در خارج، با یک چمدان کوچک چرخ دار سفر کرد و رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد.

محصولات مشابه