اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

اساطیر یونان

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

223

شابک

9789641217541

نوبت چاپ

10

سال چاپ

1399

وزن

248

کد محصول

101873

قیمت پشت جلد

280000


مشخصات تکمیلی :

(اساطیر یونانی،از آغاز تا عروج هراکلس)

تاریخ ورود محصول: 1400/01/23

قیمت برای شما: 280000ریال

توضیحات

کتاب اساطیر یونان: اثر راجرلنسلین گرین است با ترجمه ی عباس آقاجانی و چاپ انتشارات سروش.

کتاب پیش رو از افسانه های یونان باستان حکایت می کند. اساطیر موجود در این کتاب از زئوس آغاز شده و با ادیسه به پایان می رسد. یونان بیش از 3 هزار سال تاریخ و افسانه را در خود جای داده است، در این کتاب زیبایی های خیره کننده یونان و قصه ها و تمام رویدادهای مربوط به خاندان بزرگ جاودانان آورده شده است، آن عصر عجیب با بزرگ ترین واقعه یعنی داستان تروا (ایلیاد) پایان گرفت.

گزیده ای از کتاب

هراکلس، بی خبر از آینده پرماجرای خود، تنها بر دامنه ی کوه کیتایرون به نگهبانی گله ی آمفی ترون مشغول بود. یک روز اتفاق عجیبی رخ داد.

آن روز مثل همیشه روی تپه ای نشسته بود. گاوها در اطراف می چریدند. به فکر فرو رفت: آیا می بایست تمام عمر گاوچرانی کند؟ این چه سرنوشتی ست؟ بهتر نیست در این کوههای دور افتاده به راهزنی بپردازد؟ در این فکرها بود که دید دو دختر زیبا به سوی او می آیند. یکی از آنها لباس سفید ساده ای پوشیده بود، چشمانی پرحیا، نگاهی متواضع و چهره ای متین و نجیب داشت که لطف و خرد هر دو  با هم از آن می بارید. اما دیگری لباسهای رنگین و پرزرق و برقی به بر کرده بود و هنگام راه رفتن شلنگ بر می داشت. با غرور و نخوت نظر می بازید؛ گاهی با خودستایی به خمود می نگریست و گاهی منتظر ستایش دیگران می ماند. او خود را به جواهرات گوناگون آراسته و صورتش را با انواع رنگ و روغن و پودر برق انداخته بود.

همان طور که به هراکلس نزدیک می شدند، دومی پیشدستی کرد و مثل کسی که بخواهد مسابقه ای را به نفع خود تمام کند مشتاقانه خود را جلو انداخت و شروع به صحبت کرد:

هراکلس عزیز، می بینم به سنی رسیده  ای که باید شیوه زندگی خود را انتخاب کنی. پس آمده ام ترغیبت کنم مرا به دوستی برگزینی و اجازه دهی که من راه را به تو نشان دهم. در این صورت قول می دهم بی هیچ رنج و ملالی لبریز از عیش و طرب شوی. طعم تمامی لذات را خواهی چشید، و هیچ درد و عذابی، چه جسمانی و چه فکری، نزدیک تو نخواهد شد. سراسر زندگیت با عشق  و شراب، و بی غم دیگران به خوشی خواهد گشت.

سپس مکثی کرد و هراکلس پرسید: «بگویید بدانم، نام شما چیست؟» و پاسخ شنید:

«دوستانم مرا شادی می خوانند، اما دشمنانم در حقیقت نام دیگری بر من نهادند که چندان اهمیتی به من نمی دهم.»

محصولات مشابه