اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

از جنس نور (آخرین ساعات آفتاب کهن)

وضعیت: ناموجود
امتیاز:
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

400

شابک

9789647974288

نوبت چاپ

2

سال چاپ

1399

وزن

447

کد محصول

4290

قیمت پشت جلد

950000


مشخصات تکمیلی :

(بوم شناسی انسانی،فلسفه،حفاظت محیط زیست)

تاریخ ورود محصول: 1399/03/20

قیمت برای شما: 950000ریال

توضیحات

کتاب از جنس نور: آخرین ساعات آفتاب کهن به قلم تام هارتمن نگارش شده، به همت فرناز فرود ترجمه شده و از سوی انتشارات کلک آزادگان به چاپ رسیده است. این اثر ارزشمند و اندیشمندانه بازتاب دهنده ی واقعیت ها و مشکلات اصلی دنیای کنونی ما انسان ها است؛ جهانی گرفتار در مشکلات زیستی، منابع ناکافی، جمعیتی رو به فراوانی، فقر در حال گسترش، اعتیاد به انواع مواد مخدر، بی عدالتی و نابسامانی که هارتمن به دنبال منشا اصلی مشکلات آن و راهی برای خروج از اوضاع ناخوشایندش است. با کمک کتاب پیش رو به سوی بیداری پیش می رویم، باستانی ترین کتیبه نیاکان خود را مرور می کنیم و با آگاهی از نقش هماوایی در برافروختن شعله کانون نهانی و الهی وجودمان به سوی بهبود روان حرکت کرده و با کارگاه هستی آشتی می کنیم.

گزیده ای از کتاب

افکار، حقیقت مادی و همچنین حقیقت برتر ما را می آفرینند. در دوران باستان، هنگام توفان، مردم رعد و برق را صدای خدایی قدرتمند می انگاشتند. آن ها معتقد بودند کسی که دچار صاعقه می شود، مرتکب جرم یا کاری خلاف میل خدا شده است. هنگامی که صدای غرش رعد به گوش می رسید، مردم زانو می زدند و با صدای بلند دعا می خواندند. آن ها چنین می پنداشتند که درخشش مهیب برق در دل آسمان، انگشتان خدای آنان است که پیام هایی را می نویسد و عقیده ای را ابراز می کند. امروز رعد و برق را نشانه تبادل انرژی الکتریکی بین یون های هوا و فضایی می دانند که دارای بار الکتریکی متضاد است. اکنون اگر کسی دچار صاعقه شود، به حساب نادانی یا بدشانسی او گذاشته می شود، نه تنبیه وی. هنگامی که توفان شدید است، نه از بیم خدایی خشمگین، بلکه از ترس یک رویداد طبیعی خطرناک پناه می گیریم. می بینیم که چگونه رویدادی مشابه، احساسات، افکار و رفتاری کاملا متفاوت با قبل در مردم امروزی ایجاد می کند. نکته این است که تجربه حقیقت، متفاوت شده و این تفاوت از تفکر برمی خیزد.

چند سال پیش برای سخنرانی در یک کنفرانس دانشگاهی دعوت شدم. پس از سخنرانی همراه با همسرم لوییز برای قدم زدن در آن شهر قدیمی از میان محله عرب ها که بیش تر مغازه های توریستی در آنجا واقع هستند، عبور کردیم. روز جمعه و تعطیل بود، اما ما گمان نمی کردیم این مساله در خرید و تماشای جاهای دیدنی تاثیری داشته باشد. روز بسیار گرمی بود و لوییز شلوار کوتاه به پا داشت. در خیابان قدم می زدیم که مغازه داری از مغازه بیرون آمد… . آن مرد فریاد می زد: «پتیاره، نمی دانی که امروز روز مقدسی ست و حق نداری پایت را به همه نمایش بدهی؟»

… حقیقت آن مغازه دار این بود که یک زن… به طرز وقیحانه ای قانون را زیر پا گذاشته است. حقیقت لوییز این بود که در روز بسیار گرمی… لباس راحتی پوشیده… حقیقت من به من می گفت که یک مرد رفتار بدی از خود نشان داده…

…این نگرش ها ریشه در داستان هایی دارند که هسته اصلی آن چیزی را تشکیل می دهد که ما به خود می گوییم «حقیقت» است. این داستان ها از افسانه های فرهنگی، الگوها و معتقدات ما تشکیل شده اند و در این چارچوب، شامل همه باورهایی هستند که به تجربه اصلی خود می افزاییم و موجب دگرگونی پدیده ها یا شیوه تفکر ما درباره آن ها می شوند.

محصولات مشابه