اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

اتاق رویا (نمایشنامه)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

86

شابک

9786229946626

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

80

کد محصول

108339

قیمت پشت جلد

280000


مشخصات تکمیلی :

(نمایشنامه های فارسی،قرن 14)

تاریخ ورود محصول: 1400/08/17

قیمت برای شما: 280000ریال

توضیحات

کتاب اتاق رویا: نمایشنامه، اثر افروز فروزند است به چاپ انتشارات پیام چارسو.

این اثر با 3 شخصیت (سیما، رویا، مهدی) شکل گرفته است. ماجرای اتاق رویا بین دو زمان حال و گذشته در رفت و آمد است. کتاب حاضر ماجرای بین دو خواهر به نام «سیما و رویا» را روایت می کند که در زیرزمینی در دوران جنگ پناه گرفته اند. این نمایشنامه در سال 1380  در تالار نو مجموعه ی تئاتر شهر به مدت 15 روز به روی صحنه رفت. در جایی از نمایش مهدی وارد صحنه می شود و داستان را جذاب تر می کند. اتاق رویا داستان ترس های این دو خواهر را در دوران جنگ در خرمشهر به تصویر کشیده است.

گزیده ای از کتاب

صدای سیما       عجب بدبختی ای داریم ها. الان پول ات رو می دم. همین جا وایسا ببینم. (به مهدی) تو برو تو.

مهدی، پسر جوان حدودا بیست ساله ای وارد صحنه می شود. یک جعبه ی کادوپیچ شده نیز در دست دارد. پشت سرش سیما، که به نظر مسن تر از قبل می آید، عصبانی وارد صحنه می شود. به وضوح شکسته شده، سر و وضع اش کمی شبیه زن های خیابانی است. هم چنان داد و فریاد می کنند.

خاک تو سر هرچی صابخونه ی فضوله. (مقداری پول از کمد خود خود برمی دارد. به مهدی) چقدر همراه؟ (مهدی مطیعانه مقداری پول به او می دهد.) ببین چه آتیشی به پا کردی. این زنیکه سال به سال صداش در نمی اومد.

مهدی را در صحنه تنها می گذارد و بیرون می رود که به زن پول بدهد. صدای اش را می شنویم که با زن هم چنان جر و بحث می کند.

بگیر پول ات رو. خودت رو کشتی.

صدای زن     هرچی محجوب تر باشی، انگار بدتره.

صدای سیما    چقدر هم که تو محجوبی.

صدای زن    نخیر تو محجوبی.

صدای زن    ای خدا شر این آدم ها رو از روی زمین کم کن.

سیما    (از توی صحنه، بلند) آمین. (به مهدی) همین رو می خواستی؟

سپس عصبانی، مانتو خود را در می آورد و روی صندلی پرت می کند و می نشیند. مهدی هنوز در سکوت ایستاده است. سیما خیره و عصبانی به مهدی نگاه می کند.

خب؟!… (سکوت) بعدش؟!… (سکوت)

نه بابا؟ (سکوت) آهان! حق داری. کاملا بهت حق می دم. من هم جای تو بودم، چیزی نداشتم بگم. ببین آقا پسر! هر صنفی برای خودش آیین نامه ای داره. تو این آیین نامه یه عالمه ماده و تذکره و تبصره و از این کوفت و زهرمارهاست که سواد من بهش قد نمی ده. کاری نداریم. اگه هم کسی از این آیین نامه پاش رو بذاره اون طرف تر سر و کارش با کرام الکاتبینه. تا این جاش که مشکلی نداری؟ خب…

محصولات مشابه