اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

ابوالقاسم فردوسی:دیدگاه های فلسفی استاد غلامحسین دینانی (معرفت 9)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

224

شابک

9789641215561

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

204

کد محصول

101864

قیمت پشت جلد

450000


مشخصات تکمیلی :

(سرگذشتنامه فلسفه اسلامی،گردآور:اسماعیل منصوری لاریجانی)

تاریخ ورود محصول: 1400/01/23

قیمت برای شما: 450000ریال

توضیحات

کتاب ابوالقاسم فردوسی: حاوی دیدگاه های فلسفی استاد غلامحسین دینانی است با تحقیق و تدوین اسماعیل منصوری لاریجانی و چاپ انتشارات سروش.

ابوالقاسم فردوسی از برجسته ترین شخصیت های ادب فارسی است که با خلق شاهنامه از اسرار جهان پرده برداشته است. کتاب حاضر از نظرگاهی فلسفی و موشکافانه بر روی تمام مسائل فردوسی که در شاهنامه آمده صحبت کرده و به گفت و گوهایی در مورد مسائلی همچون خرد و عقل، توحید در شاهنامه، آفرینش عالم، جهل و دانایی، خوبی و بدی، ستایش پیامبر، ستایش پروردگار، ارزش علم، اسرار هستی و فلسفه ی مرگ پرداخته است و هم چنین به اشعاری از فردوسی که برگرفته از آیات قرآنی است اشاره دارد.

گزیده ای از کتاب

فردوسی چند خصلت برجسته دارد. او روی زمان و زمین خیلی تکیه دارد و بر این باور است که زمان در زمین می گذرد. در ملا اعلا زمان نیست، بلکه دهر و سرمد است. سرمد با زمان فرق دارد، سرمد گذرندگی و تحول نیست، ولی زمان گذرا بودن است. همه حوادث نیک و بد در گذرا بودن عالم تحقق پیدا می کند. چون عالم می گذرد، نیک و بد وجود دارد. اگر نمی گذشت، نیک همیشه نیک و بد همیشه بد باقی می ماند. بشر در زندگی با حوادث زیادی روبه روست؛ عالم، عالم حادثه است؛ حادثه با زمان ایجاد می شود. حدوث یعنی نو به نو شدن. زمان لحظه ای درنگ ندارد. اصلا ذات زمان تحول است. ما نمی گوییم که زمان تحول پیدا می کند، زیرا اگر زمان تحول پیدا کند، باید عارض بر زمان باشد؛ ولی این طور نیست. پس زمان یعنی تحول و دگرگونی. کسی نمی تواند زمان را لحظه ای نگه دارد.

در کن فیکون «ف» ف علیت است؛ یعنی یکون نتیجه کن است، اما بین آن ها فاصله زمانی نیست. هیچ وقت معلول از علت تامه خودش در زمان فاصله ندارد. اگر لحظه ای معلول از علتش جدا شود، این تخلف معلول از علت است و این خلاف ضرورت عقلانی است. به ضرورت معلول وصل به علت است یا عین علت است، یعنی شان از شئون علت است. انسان دارای شئون است. شان شما با خود شما فرق دارد. شان از ذوشان جدا نیست.

چو گوید بباش آنچه گوید بدست                                   هم او بود تا بود تا هست هست

فیض کاشانی نهج البلاغه را به خوبی مطالعه کرده است. فیض می گوید که  «کن» صورت خدا نیست، بلکه فعل خداست. حضرت می فرماید: «یقول لمن اراد کونه کن فیکون لا بصوت …فعل منه»

صوت (کلام) خدا، فعل خداست. صدا و ندا انعکاسی است که در کوه پیدا می شود، ولی صوت خدا کلام خداست. کلام هر متکلمی فعل آن متکلم است. سخن گفتن هم فعل است و سخن گفتن خدا از خدا جدا نیست.

محصولات مشابه