اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

آکادمی خون آشام 3 (لمس سایه)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

414

شابک

9786222190002

نوبت چاپ

2

تاریخ تجدید چاپ

1400-05-19

سال چاپ

1399

وزن

376

کد محصول

89972

قیمت پشت جلد

1200000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 20م،مناسب برای بالای 18سال،تصویرگر:سعید فرهنگیان)

تاریخ ورود محصول: 1399/02/16

قیمت برای شما: 1200000ریال

توضیحات

كتاب لمس سايه سومين جلد از مجموعه ي آكادمي خون آشام به قلم ريشل ميد، ترجمه ي فاطمه پاك زبان و چاپ انتشارات باژ است.

این کتاب از زبان یک دمپایر روایت می شود، دمپایرها موجوداتی هستند که اولین نسل آن ها از رابطه میان انسان ها و موروی ها شکل گرفته، موروی ها خون آشام های خوبی هستند که برای تغذیه هیچ انسانی را نمی کشند و اگر هنگام خوردن خون انسانی او را بکشند آن گاه به استریگوی که موجوداتی خبیث و شرورند مبدل می شوند؛ دمپایرها به دلیل ویژگی های نیمه انسانی و نیمه خون آشامی شان تقریبا از قدرت های هر دو گروه برخوردارند، بنابراین توانایی شان آن ها را به نگهبانان قابلی تبدیل می کند؛ نگهبانانی برای حفاظت موروی ها در مقابل استریگوی ها.

رز كه يك دمپاير است، با تمام وجود خواهان نگهباني از ليزا است، زيرا او همواره به دليل برخوردار بودن از توانايي شگرف شفابخشي و زنده كردن مرده ها توسط استريگوي ها تهديد مي شود.

با حضور ديميتري جذاب به عنوان نگهبان ديگر آكادمي و دل بستن آن دو به يكديگر، احساسات حواسشان را پرت مي كند و اولويت آن ها را كه نگهداري از ليزا است، تغيير مي دهد. در اين ميان ملاقات رز با ارواح نيز حسابي ذهنش را بهم مي ريزد. پدر آندرو يك بار گفته بود كه ارواح گاهي براي گرفتن انتقام از آن دنيا برمي گردند، اما به نظر مي رسيد كه همگي مي خواهند چيزي به او بگويند؛ “نزدیک شدن شیطانی خوفناک به دروازه‌های آهنی سنت ولادیمیر”.

گزیده ای از کتاب

نگاهي به ديميتري انداختم، به جلو خيره بود. تشخيصش موقع راه رفتن سخت بود، ولي حاضر بودم قسم بخورم كه داشت مي لرزيد.

پرسيدم: «خوبي؟»

– آره.

– مطمئني؟

– بهتر از اين نمي شم.

– به نظرت درباره مون به بقيه بگه؟

– نه.

مدتي بدون هيچ حرفي راه رفتيم. بالاخره سوالي را كه دوست داشتم جوابش را بدانم پرسيدم: «جدي مي گفتي؟… كه اگر ويكتور حرفي بزنه… تو…» نتوانستم جمله ام را تمام كنم، نمي توانستم بگويم مي كشيش.

– من نفوذ چنداني توي رده هاي بالاي موروي هاي سلطنتي ندارم، ولي بين نگهبان هايي كه حاضرن هر كاري انجام بدن… هرچقدر هم اون كار كثيف باشه… نفوذ دارم.

– سوالم رو جواب ندادي. واقعا اون كار رو مي كني؟

– من هر كاري براي محافظت از تو مي كنم رزا.

قلبم به تپش افتاد. فقط وقتي مي خواست محبتش را نشان دهد، از رزا استفاده مي كرد.

به او گفتم: «كشتنش بعد از افشا كردن موضوع چندان ازم محافظت نمي كنه. فقط بي رحميه. تو آدمي نيستي كه از اين كارا بكنه، انتقام گرفتن كاريه كه من هميشه انجام مي دم. من مجبور مي شم بكشمش.»

شوخي كرده بودم، ولي حرفم به نظر ديميتري خنده دار نيامده بود. «اين جوري حرف نزن. به هرحال همچين چيزي پيش نمي آد. ويكتور قصد نداره به كسي چيزي بگه.»

به داخل كه رسيديم مرا تنها گذاشت تا به اتاق خودش برود.

محصولات مشابه