اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

آوازی در ستایش گاوها (مجموعه داستان کوتاه نیویورکر2018)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

342

شابک

9786229775042

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

302

کد محصول

108340

قیمت پشت جلد

700000


مشخصات تکمیلی :

(مجموعه داستان های کوتاه آمریکایی،قرن 21م)

تاریخ ورود محصول: 1400/08/17

قیمت برای شما: 700000ریال

توضیحات

کتاب آوازی در ستایش گاوها: مجموعه داستان کوتاه نیویورکر 2018، با ترجمه ی سوما زمانی به چاپ انتشارات پیام چارسو رسیده است.

این مجموعه داستان دربرگیرنده ی گزیده ای از داستان هایی است که به قلم نویسندگان مختلف به رشته ی تحریر درآمده است و حاوی 11 داستان می باشد. مضمون اکثر آنها وضعیت انسان و جهان در دهه ی دوم اولین قرن هزاره ی سوم است. نویسندگان این کتاب همچون: «هاروکی موراکامی- چوزف اونیل- کالین بارت- جومپا لاهیری- ادویج دانتیکات- ریچل کوشنر- تامی ارنج- لین اولمان- سم آلینگهام- سانا کراسیکوف- اسکولاستیک موکاسونگا» می باشد.

گزیده ای از کتاب

وانمود می کنم نمی بینمشان، تا راحت باشند. به کارهای خانه می رسم و باغ را آبیاری می کنم. اما نمی توانم چشمم را به روی شور و ادی شان ببندم. صدای دختران را می شنوم که روی چمن ها می دوند؛ طولی نمی کشد که نام هردو را یاد می گیرم. از آنجا که مهمانان اغلب در کشویی را باز می گذارند، صدای مکالمه والدین را در حالی که وسایل سفر را در خانه مستقر می کنند، می شنوم؛ چمدان هایشان را تک به تک باز می کنند و تصمیم می گیرند ناهار چه بخورند.

کلبه ای که من و خانواده ام در آن زندگی می کنیم، چندمتری با اینجا فاصله دارد؛ پشت پرچین بلندی که به نوعی نقش پرده را دارد. سال های سال، خانه ی ما تنها یک اتاق بود که برای ما سه نفر حکم آشپزخانه و اتاق خواب را داشت. سپس، دو سال قبل، وقتی سیزده ساله شدم، مادرم شروع کرد به کار کردن برای آقای سالخورده و پس از آنکه والدینم به قدر کافی پس انداز کردند، از مرد صاحب ملک اجازه خواستند اتاق کوچکی برای من به کلبه مان  اضافه کنند.

پدرم سرایدار اینجاست. او از خانه بزرگ مراقبت می کند، کنده های چوب را تکه تکه کرده و در مزرعه و تاکستان کار می کند. از اسب ها هم مراقبت می کند؛ صاحب ملک عاشقانه دوستشان دارد.

صاحبخانه خارج از کشور زندگی می کند، اما مثل ما خارجی نیست. هرازگاهی تک و تنها به اینجا می آید. خانواده ای ندارد. روزها اسب سواری می کند و عصرها جلوی شومینه کتاب می خواند. بعد دوباره از اینجا می رود.

جز تابستان ها، افراد زیادی خانه اش را اجاره نمی کنند. زمستان های اینجا سخت و گزنده است و در فصل بهار، باران بسیاری می بارد. صبح ها، از سپتامبر تا ژوئن، پدرم مرا به مدرسه می رساند. آنجا احساس غریبی می کنم. نمی توانم به راحتی با دیگران ارتباط بگیرم؛ شبیه به هیچ کس دیگری نیستم.

دخترهای این خانواده بسیار شبیه به همند. بلافاصله می توانی بفهمی که با هم خواهرند.

محصولات مشابه