اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

آن ایتن که قبلا بودم (رمان هایی که باید خواند)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

312

شابک

9786222440992

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1400

وزن

309

کد محصول

105594

قیمت پشت جلد

780000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های نوجوانان انگلیسی،قرن 21م)

تاریخ ورود محصول: 1400/05/06

قیمت برای شما: 780000ریال

توضیحات

کتاب آن ایتن که قبلا بودم: اثر الی ستندیش است با ترجمه ی فریده خرمی و چاپ انتشارات پیدایش.

شخصیت اصلی داستان پسر بچه 12 ساله ای به نام ایتن است که خودش را مسئول اتفاقی که برای دوستش افتاده است، می داند و احساس گناه می کند. ایتن و کیسی دوستان خوبی برای یکدیگر هستند و از کودکی با هم بودند. ایتن از کیسی می خواهد بالای درختی برود، اما ناگهان کیسی از بالای درخت به پایین می افتد و به کما می رود و تنها با دستگاه زنده است. ایتن به شدت خود را مقصر می داند و این موضوع او را آزار می دهد. والدین او سعی دارند او را به شهر پدربزرگش ببرند تا زندگی جدیدی را آغاز کند…

 

گزیده ای از کتاب

مادر در اتاقم را می زند. زحمت قفل کردنش را به خودم نداده ام. یک لیوان آب و یک قرص سفید کوچک توی دستش است. قرص خواب آور را می شناسم. بعد از آن حادثه گاهی شب ها از این قرص می خوردم. باعث می شدند دردی که به اندازه ی خراش هزاران سوزن بود به دل دردی خفیف تبدیل شود.

توی بالشم ناله می کنم.«نمی خوامش.»

این درد من است.

باید احساسش کنم.

«باشه، آب رو همین جا برات می ذارم. چیزی می خوای برات بیارم؟ یه چیزی برای خوردن؟»

به دروغ می گویم: « خسته ام. می خوام بخوابم.»

مادر کنایه ام را نمی گیرد. بی صدا به این طرف اتاق می آید و لبه ی تختم می نشیند. می گوید: « می دونم قبلا هم بهت گفتم. اما باید یادت باشه که تقصیر تو نبوده.»

«اوم م.»

«می خوای به دکتر گرمن زنگ بزنم؟»

«نه.»

«ایتن، به زودی کیسی دیگه درد نمی کشه. می ره یه جای دیگه. یه جای بهتر.»

مادر دست دراز می کند که موهای روی پیشانی ام را نوازش کند. به پهلوی دیگرم می غلتم. نمی توانم به او بگویم به چی فکر می کنم. آن بخش از وجودم به کیسی حسادت می کند. چون به زودی دیگر درد نمی کشد. اما درد از دست دادن او تا ابد با من خواهد بود. شاید او به جای بهتری می رود اما دنیایی که مرا در آن رها می کند، بدون او همیشه کمی بدتر می شود.

«ببخش، عزیزم اما من باید کمک کنم خونه رو برای طوفان آماده کنیم. قراره فردا بعداز ظهر برسه اینجا. بعدا می یام بهت سر می زنم. اگه چیزی لازم داشتی صدام کن.»

آن بیرون به مرداب زل می زنم. آب موج دار، نی های درهم پیچیده و توده های خزه بر تن درختان. همه دست نخورده و آزاد. و زنده.

 

Array