اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

آنجا که باد کوبد (سفرنامه و عکس های باکو به همراه سفرنامه الکساندر دوما در محرم قفقاز)

وضعیت: موجود
امتیاز:
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

176

شابک

9786226837682

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

152

کد محصول

101730

قیمت پشت جلد

300000


مشخصات تکمیلی :

(سفرنامه های ایرانی،قرن 14،سیر و سیاحت و خاطرات سفرهای جمهوری آذربایجان،معصومه صفایی راد،1372)

تاریخ ورود محصول: 1400/01/15

قیمت برای شما: 300000ریال

توضیحات

کتاب آنجا که باد کوبد: سفرنامه و عکس های باکو به همراه سفرنامه الکساندر دوما در محرم قفقاز به قلم معصومه صفایی راد به نگارش درآمده و از سوی انتشارات کتابستان به چاپ رسیده است.

کتاب پیش رو حاصل سفر نویسنده در دهه اول ماه محرم به کشور آذربایجان است؛ سفری که جرقه ی آن از همسفری خانم صفایی راد با دو تن از اهالی این سرزمین و تحریک حس کنجکاوی اش برای کشف آن چه در این دهه در آذربایجان و به ویژه در باکو رخ می دهد بود. او تصمیم می گیرد راهی شود و از دریچه چشم خود تماشا کند و ببیند مردم کشور همسایه چنین روزهایی را چگونه سپری می کنند. هرچند محوریت کتاب بر عزاداری های مسلمانان آذربایجان در ایام محرم است اما صفایی راد به روایت محرم بسنده نکرده و به تاریخ، سیاست، هنر و فرهنگ این کشور نیز گریزی زده است. او هم چنین بخش هایی از سفرنامه الکساندر دوما در محرم قفقاز را در کتاب خود جای داده است.

گزیده ای از کتاب

آیسل قولم داده شب مرا ببرد به یک مراسم عزاداری درست و درمان. درباره شیعیان نارداران و عزاداری هایشان چیزهایی شنیده ام و سخت مشتاقم به لمس از نزدیک ولی وقتی از آیسل راه رفتن به آنجا را می پرسم با ترس و هیجان می گوید که نمی شود.

نارداران روستایی کوچک در شمال شرقی باکو و قم جمهوری آذربایجان است! مردم این شهر به پایبندی به اعتقادات دینی مشهورند طوری که نه کمونیسم دوران شوروی و نه سکولاریسم علی اف ها نتوانسته اند بر آن غلبه کنند. مراسم روز عاشورای این شهر در آرامگاه رحیمه خاتون شهرت دارد. اینطور که می گویند در نارداران نشانی از تصاویر علی اف ها نیست و خیابان ها به نام اهل بیت هستند. ولی مگر می شود حکومتی سکولار چنین چیزی را برتابد؟

داستان نارداران در سال 2015 و از اعتراض به قانون منع حجاب در مدارس شروع شد و بعد هم حمله به عزاداران حسین در آستانه ی اربعینش. طی این درگیری ها چند نفر شهید شدند و این بین دو مامور پلیس هم جانشان را از دست دادند که حرف و حدیث های بعدش نشان داد کار، کار خود حکومت بوده.

حاج طالع باقرزاده و رهبران اسلامگرای دیگر دستگیر شدند؛ با حکم های سنگین و زندان های طولانی. اما این کافی نبود؛ مردم هم باید تنبیه می شدند. حکومت با قطع آب و برق، گاز و محدودیت های آموزشی تمام تلاشش را کرد که آنجا را خالی از سکنه کند. تا اینکه مردم به جناب رئیس جمهور نامه نوشتند و اعتراض کردند و او به سان یک قهرمان وارد میدان شد. نارداران ویران شده را از اول ساخت ولی مثل قبل؟ ابدا! حوزه علمیه تخریب شد، اسامی تغییر کرد، دوربین های مدار بسته شهر را محاصره کردند و محدودیت های جدید پا گرفت که هیچ فیلم و تصویری از مراسم ها بیرون درز نکند. اینطور که آیسل می گوید حکومت سختگیری های زیادی در رفت و آمد به این شهر اعمال کرده و فقط اهالی خود شهر با شناسنامه می توانند به آنجا بروند و ایرانی ها هم که … حاشا و کلا!

محصولات مشابه