اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

آتلانتیا (عاشقانه های عجیب،رمان نوجوان36)

وضعیت: موجود
امتیاز:
ناشر
مترجم
گروه بندی
قطع

رقعی

نوع جلد

شمیز

تعداد صفحات

368

شابک

9786222440770

نوبت چاپ

1

سال چاپ

1399

وزن

276

کد محصول

102568

قیمت پشت جلد

730000


مشخصات تکمیلی :

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،مناسب بالای 16 سال)

تاریخ ورود محصول: 1400/02/07

قیمت برای شما: 730000ریال

توضیحات

کتاب آتلانتیا: اثر الی کاندی است با ترجمه ی سهند نصر و چاپ انتشارات پیدایش.

کتاب پیش رو رمانی برای نوجوانان است که ماجرای مردمی را به تصویر می کشد که در پی آلودگی های رخ داده بر روی کره زمین مجبور می شوند به دو دسته تقسیم شوند، عده ای ناچار هستند در زیر اقیانوس زندگی کنند و عده ای دیگر روی سطح زمین باید مایحتاج افراد زیر اقیانوس را فراهم کند. شخصیت اصلی داستان نوجوانی به نام ریو است که تصمیم می گیرد با خواهرش در زیر اقیانوس زندگی کند، اما خواهرش برخلاف میل او عمل می کند و روی سطح زمین می ماند. بعد از مدتی ریو تصمیم می گیرد به سطح زمین برگردد و خواهرش را پیدا کند، اما این کار ممنوعه و بسیار خطرناک است…

آتلانتیا داستانی مهیج و پرخطر است که خواننده را مجذوب خود می کند.

گزیده ای از کتاب

وقتی که برای تمرین وارد آب می شوم، دهانم را باز می کنم و حرف می زنم، بدون اینکه بترسم.

با صدای واقعی ام حرف می زنم، اما زیر آب فرق می کند. البته با وجود اینکه سعی می کنم جلوی ورود آب را بگیرم دهانم پر از آب می شود. خیلی نمی توانید در این حالت صحبت کنید، اما من فقط یکی دو کلمه لازم دارم.

می گویم: «بیا.»

و ماهی ها و مارماهی ها بلافاصله به سوی من می آیند.

می گویم: «برو.» و دور می شوند.

هیجان زده می شوم.

شاید واقعا موفق شوم. ماهی ها و مارماهی ها کوچک اند. اما اگر می توانم آنها را کنترل کنم، آیا امکانش هست که بتوانم مین های داخل آب را هم کنترل کنم؟ آیا وقتی  زمانش رسید که خودم را پنهان کنم و از طریق سیل بند بالا بروم، می توانم به درهای سردخانه دستور بدهم تا باز شوند و بگذارند داخل بروم؟

برای اولین بار در زندگی ام کاری آسان است. از صدایم استفاده کردم و دقیقا همان طور کار کرد که انتظار داشتم. آیا آب صدایم را بلندتر می کند؟ من را قوی تر می کند؟ هنوز چیزهای زیادی هستند که نمی دانم و برای اولین بار است که این به نظرم به جای مصیبت بار بودن شگفت انگیز است.

آن قدر از اول تا آخر مسیر را شنا می کنم و به ماهی ها می گویم چه کنند که خسته می شوم.

مر و من شبیه بقیه ی سیرن ها نیستیم.

حتی چیزهایی که زنده نیستند باید به حرف مان گوش کنند. برای اولین بار از این خوشحالم که شبیه خاله ام هستم.

وقتی که به خانه می رسم، به تل سکه هایم و تل ماهی هایم نگاه می کنم و عمیقا احساس رضایت می کنم. کارم هنوز تمام نشده اما به هدف نزدیک شده ام.

فقط یک مشکل دارم.

وقتی که صدف بی را دم گوشم می گذارم صدایی ندارد.

نه آوازی، نه نفس کشیدنی. حتی صدای اقیانوس هم نیست. هیچ چیز.

محصولات مشابه