وقتی جنگ تمام شد،ادامه‌ی تنفر از دشمن کار قشنگی نیست.وقتی پشت طرف به خاک آمد،کار تمام است.دیگر لگد زدن به او معنی ندارد.

این بخشی از رمان بازمانده روز،اثر مهم و برجسته‌ی کازوئو ایشی گورو نویسنده‌ی ژاپنی الاصل ساکن انگلستان است.حکایت آقای استیونز سر پیشخدمت یکی از منازل اشرافی انگلستان که در اثر واقعه‌ای به گذشته نظری می‌اندازد و یادها و خاطرات را با خود مرور می‌کند.در طی مرور خاطراتِ آقای استیونز ما با تصویرهایی از زندگی شخصی و کاری او همراه هستیم و از خلال این تصاویر با نوعی از وظیفه شناسی افراطی او روبرو می‌شویم.مثلا زمانی که پدر او با وضعیت وخیمی در اتاقی در طبقه بالا است و به زودی خواهد مرد،او ترجیح می‌دهد مهمانی طبقه‌ی پایین را مدیریت کند تا اختلالی پیش نیاید!

بازمانده روز از نظر منتقدین و علاقمندان به آثار ایشی گورو،برجسته ترین اثر پرونده‌ی کاری این نویسنده است که بازتاب دهنده‌ی تمامی عناصر موجود در آثار ایشی گورو است.بازمانده روز در سال 1989 توانست جایزه‌ی بوکر را در یک رقابت سرسخت دریافت کند و ایشی گورو هم بالاخره توانست در سال 2017 جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند،نوبلی که به زعم بسیاری،این نویسنده کاملا شایستگی دریافت آن را داشت.بازمانده روز در زبان فارسی توسط نجف دریابندری به استادانه ترین شکل ممکن ترجمه شده و به همت نشر کارنامه به چاپ رسیده است.

واحد خبرگزاری موسسه گسترش فرهنگ و مطالعات