رونالدو:ظهور یک برنده
(ادبیات کودکان و نوجوانان)
نویسنده:
مایکل پارت
مترجم:
ماشااله صفری
275,000
برای خرید وارد شوید
مشخصات
تعداد صفحات
104
شابک
9789645948755
تاریخ ورود
1396/04/18
نوبت چاپ
13
سال چاپ
1403
تاریخ تجدید چاپ
14050326
وزن (گرم)
108
قیمت پشت جلد
275,000 تومان
کد کالا
58720
مشاهده بیشتر
درباره کتاب
کتاب ظهور یک برنده که به زندگی کریستیانو رونالدو میپردازد، داستان زندگی پسری است که از خیابانهای مادیرا آمده، و به یکی از بزرگترین ورزشکاران تاریخ تبدیل شده؛ داستانی دربارهی اینکه چهچیزی او را به انسانی که امروز هست تبدیل کرده است. مایکل پارت یک طرفدار فوتبال، نویسنده و مولف است. او نویسندهی کتاب قصهی شگفتانگیز مسی و بسیاری دیگر از کتابهای پرفروش است.
کتاب پیش رو یک جلد از مجموعهای است که آثار جاگرفته در آن، کارهای کوتاه و عموما ۱۰۰صفحهای هستند که بیشتر روی کودکی قهرمانان ورزشی، بهخصوص فوتبالیستهای روز تمرکز دارند. این کتابها توسط دو نویسندهی خوب، یعنی مایکل پارت و مت اولدفیلد نوشته شدهاند. همینطور نثری ساده و ادبیاتی خوانا دارند که میتواند هرکسی را مجذوب کند.
این قصهها با نگرشی متفاوت نسبت به زندگینامههای عادی شکل میگیرند. آنها کودکی افسانههای دنیای ورزش امروز را تا زمانی که به قهرمانی میرسند، تحلیل میکنند.
قصهی گرت بیل شاید زیادی ساده باشد. داستانِ هری کین به نظر خیلی پیچیده نرسد. اما درکِ عمق تلاش و خواستن این کودکان است که آنها را به قهرمانانی جهانی تبدیل میکند. مایکل پارت دقیقا سراغ همین موضوع رفته و در هر قهرمان، عنصرِ پیروزی را میجوید.
در رونالدو به اراده میرسد، در مِسی به خانواده و باور آنها، در نیمار به اعتقادات الهی دست پیدا میکند. لزوما این کتابها فقط برای نوجوانان نیستند، چون علاوه بر سادهخوان و جذاب بودن، در نهایت روایتگر قصههای واقعی این قهرمانانند.
بخشی از کتاب
در یکی از روزهای بهاری که کریستیانو شش ساله شد، کش و قوسی به خود داد و از تختش پایین پرید. صدای پدر و مادرش را شنید که در آشپزخانه جر و بحث میکنند. پدر دوباره بیش از حد نوشیده بود. وقت نهار بود و مادر غذا را آماده میکرد. دعوای آنها همیشه سرِ پول بود. مادرش التماس میکرد که پدر از نوشیدن دست بکشد، بیشتر پولی که از باغبانی و تدارکات تیم محلی به دست میآورد صرف الکل میشد و حقوق مادرش صرف غذا و اجاره خانه که هرگز کافی نبود. از صبح تا شب کار میکرد و همیشه در حال پخت و پز یا تمیز کردن خانه بود. به سختی کار میکرد و هر آنچه در توانش بود برای خانواده انجام میداد. ولی پدر کمکی نمیکرد.
پدر قول میداد که دیگر ننوشد، اما هرگز به قولش عمل نمیکرد. غم انگیز بود. زمانی که مست میکرد ترسناک میشد و کریستیانو از این حالت متنفر بود. به پدرش نگاه میکرد و میدانست که خودش نیست. کریستیانو عاشق او بود و امید داشت روزی این عادت بد را ترک کند.
نظرات کاربران
افزودن نظر
هنوز هیچ دیدگاهی ثبت نشده است
افزودن نظر
منتظر نظرات شما هستیم ...
کالاهای مرتبط